چهل ، پنجاه سال پیش در مدارس ایران کلاسهای فوق برنامه ای بود که در آنها دانش آموزان تئاتر ، سرود ، آئین نگارش ، خطاطی ، موسیقی، روزنامه دیواری و فن بیان کار می کردند ولی ار آنجائیکه اینجا ایران است هیچکدام از اینها به طور اصولی انجام نمی گرفت . اصلا به این میزان مربی وجود نداشت که کار اصولی صورت بگیرد. نتیجه این شد که همه دانش آموزان آن دوره بازیگر و خطاط وسخنران و موسیقدان و ... شدند. تقریبا تمام آدمهای آن دوره ادعای بازیگری تئاتر دارند بدون اینکه بدانند تئاتر چیست!!! در ورزش هم ، همین داستان بود یعنی آن وقتها ورزش آموزشگاهها برو بیایی داشت و خلاصه تقریبا همه در دوران تحصیلات متوسطه عضو یک تیمی بودند و با شورت ورزشی عکس داشتند !!! علاوه بر اینها بچه درسخوانها که دنبال فوق برنامه و ورزش نبودند هم برای خودشان مسابقات علمی داشتند و در طول تحصیل عناوین و دیپلم قاب کرده و تقدیر نامه جمع می کردند!!! خلاصه کلی آدم پرمدعا راهی جامعه کار می شد. بگذریم.
بعدا این روند در سازمان پیشاهنگی هم ادامه یافت و همه پیش آهنگها یک مدال از رسته های مختلف داشتند و پز آن را می دادند اما همه کچلهایی بودند که اسمشان را گذاشته بودند ذلفعلی!!! این روند هندوانه چپانی بعد از انقلاب هم ادامه داشت و با پیشرفت روزگار مسایل جدید به آن اضافه شد. یکی از موارد جالب تحقیق و پژوهش است که از دوره دبستان به افتخارات دانش آموزان اضافه شده است. بدین معنی که یک فعالیت کپی برداری تحت عنوان تحقیق به بچه ها تکلیف می شود. بچه ها هم با رونویسی از روزنامه ها یا کمک والدین چیزی را سرهم می کنند و به عنوان پژوهشگر و محقق مفتخر می شوند. در دروره راهنمایی و دبیرستان داستان به کپی از اینترنت می کشد و خلاصه همه محقق درجه یک می شوند. این نسل پایش که به دانشگاه می رسد پایان نامه کپی می کند وککش هم نمی گزد البته کسی هم نیست کنترل کند . مقاله از جورنال و مجلات خارجی کپی می کند و جای تکلیف درسی قالب می کند ، حتی کار به جایی رسیده متن سخنرانی دیگران را درسمینار دیگری ارایه می کند!!!
القصه حالا چرا من اینها را می نویسم. چندی قبل رزومه کاری چند نفری از هموطنان برای استخدام به من داده شد تا آن را بررسی کنم ، با کنترل دقیق این رزومه ها متوجه شدم 90 درصد موارد درج شده غیر واقعی و خالی بندی است و همه ادعاهای از سر توهم می باشد. این ادعاها برای مدیریت غیر ایرانی که اصلش بر راستگویی افراد است قابل درک نبود و از نظر آنان امکان نداشت بک نفر در تمام این حوزه ها تخصص و تبحر داشته باشد بنابراین مسئولیت کنترل را به یک ایرانی داده بودند تا قضیه را روشن کند.
شما فکر می کنید من چگونه می توانم داستان فوق را برای آنان شرح دهم؟