انیس نقاش تروریست لبنانی الاصل که در جریان ترور نافرجام شاهپور بختیار در پاریس یک پلیس فرانسه و یکی از همسایه های او را کشت در مصاحبه باخبرگزاری نیمه دولتی فارس می گوید "من از حرف زدن درباره این قضیه ترس و شرم ندارم. این جزو افتخارات من است " . انیس نقاش در تابستان ۱۳۵۹ در پاریس اقدام به ترور آخرین نخست وزیر شاه کرد اما با هشیاری محافظان بختیار در جنایت خود موفق نشد . او در حال انجام ماموریت خود در درگیری با محافظین بختیار مجروح شد ولی جان سالم به در برد .در جریان این ترور یک پلیس و یکی از همسایگان خانه بختیار به دست او کشته شدند . نقاش بوسیله پلیس فرانسه دستگیر و در دادگاه به حبس ابد محکوم شد اما پس از مدتی ، پاریس او را با تهران معامله کرد و به ایران تحویل داد . انیس نقاش اینک در تهران بسر می برد و ظاهرا به تجارت اشتغال دارد . وی یکی از ثروتمندان بر آمده از جمهوری اسلامی است که مالک یکی از برجهای مرتفع تهران است .بخشی از این مصاحبه را بخوانید:
اگر مایل هستید درباره ماجرای ترور بختیار هم صحبت كنیم؟
چرا كه نه! من از حرف زدن درباره این قضیه ترس و شرم ندارم. این جزو افتخارات من است.به نظر من ایران در پوشش خبری جریان اولین ترور شاپوربختیار كوتاهی می كند، درمورد این موضوع صحبتهای فراوانی در خارج از ایران صورت گرفته است. خبرنگارهای فرانسوی زمانی كه به من مراجعه میكنند و در صحبت های خود با من ، واژه تروریست را به كار می برند در پاسخ به آنها می گویم:مگر فرانسویها مرتكب هیچ قتلی نشده اند؟ بعدش تك تك ترورهایی را كه فرانسه مرتكب شده بود برایشان نام می برم. زمانی كه در زندان فرانسه بودم، یك هواپیمای آن كشور در آسمان منفجر شد.این ها گفتند كار ایران است و آمدند سراغ من كه در زندان بودم .افسر اطلاعاتی آمد تا از من بازجویی كند ، به او گفتم اصلا فرض كن من جزو اطلاعات ایران هستم و مافوقم به من دستور داده كه بختیار را ترور كنم . من هم مثل تمام افسران اطلاعاتی دستور را اجراكردم، شما هم در الجزایر و سوئیس و...فلان كار و بهمان كار را كرده اید و پنجاه فقره از ترورهای دستگاه اطلاعاتی فرانسه را در كل دنیا ردیف كردم. طرف خسته شد رفت و استراحت كرد، بعد دوباره برگشت به من گفت: سلام همكار. در بازجویی ها به آن افسر تاكید كردم كه فرق من با شما این است كه من ترور بختیار را بر اساس اعتقادات خودم انجام داده ام، ولی شما عقیده ندارید و فقط دستورات مافوقتان را اجرا میكنید،من حق دارم كه از اسلام خود دفاع كنم.شاپور بختیار در حال تدارك كودتا علیه ایران بود، اوحتی برای انجام این كار ۵۰ میلیون دلار از صدام كمك گرفته بود و آمریكا نیز از او پشتیبانی میكرد. كودتای نوژه طرح اولیه این كودتا بودكه می خواستند شاه رابا آن همه جنایتی كه انجام داده بود به ایران برگردانند.جمهوری اسلامی فقط می دانست كه چنین عملیاتی با چنین برنامههایی علیه آن در حال اجراست ولی نیرویی برای مقابله و جلوگیی نداشت.حكم اعدام بختیار در دادگاه انقلاب صادر شد كه امام هم آن را تأیید كرد. من به بچههای سپاه گفتم كه باید هرچه زودتر عمل كنید چون این آدم خطرناكی است ولی آنها هیچ اطلاعات و كانالی نداشتند. بهشان گفتم كه من تجربه كار عملیاتی دارم و این كار را بر عهده می گیرم.
رفتم و كار شناسایی را انجام دادم و بعد از دو هفته به ایران بازگشتم و خبرشان كردم كه منزل بختیار را پیدا كرده ام و حتی توانستم با ایشان مصاحبه كنم .طرح مدونی برای اجرای حكم اعدام بختیار تهیه كردم و دست به كار اجرایی كردن آن شدم كه متأسفانه آقای خلخالی مرتكب اشتباه شد و در مصاحبه اعلام كرد كه برای اجرای حكم اعدام شاپور بختیار به پاریس ،كماندو فرستاده ام.اینگونه شد كه شاپور بختیار نه جواب تلفن میداد و نه وقت ملاقات و محافظین او نیز افزایش پیدا كردند.به این ترتیب وقت ملاقاتی كه با او گذاشته بودم و قرار بود همانجا كار را تمام كنم منتفی شد. همزمان از تهران با من تماس گرفتند و گفتند كه اینجا به شدت از بابت كودتا نگرانی وجود دارد و باید هر چه زودتر بختیار كشته شود.به این ترتیب حجت بر من تمام شد و بر خودم واجب دیدم كه هر كاری از دستم بر می آید انجام بدهم. یك اسلحه ۷ میلیمتر با صدا خفه كن تهیه كردم و رفتم سراغ بختیار.اما این ها شك كردند و در ساختمان را به رویم باز نكردند.من هم بلافاصله تصمیم گرفتم با گلوله قفل در را بشكنم و برو داخل.اما چون در دفتر بختیار ضد گلوله بود ، هیچ كاری نتوانستم بكنم.یكی از دو گلوله ای كه به من خورد ، متعلق به سلاح خودم بود كه به در شلیك كردم و كمانه كرد و برگشت سمت خودم.بعد هم كه با پلیس فرانسه درگیر شدم و یك گلوله دیگر هم خوردم و دستگیر شدم.
ترور شاپور بختیار را داوطلبانه پذیرفتید و یا اینكه دستور به شما ابلاغ شد؟
ماجرا این طور بود، در یك جلسهای كه محمد منتظری نیز حضور داشت اطلاعاتی از انجام یك كودتا مطرح شد من اعلام كردم كه باید رفتارهای بختیار پیگیری و كودتا خنثی شود. محمد منتظری چون آن روزها تشكیلاتی تحت رهبری خود نداشت، گفت این عملیات را باید با دستگاه های دیگر مطرح كرد. بعد از ۲روز طی جلسه ای اعلام شد كه با انجام ترور موافقت شده است. حكم این كار توسط حاكم شرع صادر شد. بعد از دستگیری من و فرار بنی صدر از ایران، بعضی از بچههای سپاه با امام ملاقات میكردند و درخواست داشتند كه بنی صدر را ترور كنند اما امام نمی پذیرفت. نه به این دلیل كه روابط سیاسی ایران با فرانسه به هم بریزد، كه این گونه مسائل به هیچ وجه برای امام مطرح نبود. شاپور بختیار یك سیاستمدار فاسد بود و باید از بین می رفت.
در این چند سالی كه از زندان آزاد شده اید و با افزایش سن وسال تغییری در روحیات شما ایجاد شده؟
خیر، خودم فكر می كنم هیچ تغییری در مسیر فكری و سیاسیم ایجاد نشده و هر آنچه كه در گذشته انجام داده ام را صحیح می دانم. اما اگر پختگی حال حاضر را داشتم نقشه ترور بختیار را به طور حتم تغییر می دادم. در زمان وقوع ترور به علت كمبود وقت نتیجه عملیات نا موفق شد، اگر دو یا سه هفته صبر میكردیم و لوازم مناسب انتخاب می نمودیم نتیجه این عملیات بهتر از این حاصل می شد. برنامه ترور بر این اساس بود كه من به همراه دو نفر دیگر از همراهانم به عنوان خبرنگار وارد اتاق بختیار شده و در حین مصاحبه با اسلحه صدا خفه كن او و همراهش را بدون اینكه صدایی بلند شود ترور كنیم به طوری كه پلیسهای نگهبان جلوی منزل او متوجه نشوند.اما متأسفانه با اشتباه آقای خلخالی و صحبتی كه انجام دادند، دیگر بختیار نه وقت مصاحبه میداد و حتی تلفن های ما را پاسخ نمی داد. محافظ های بختیار نیز افزایش پیدا كرد. ما مجبور شدیم كه ابتدا با كشتن افراد پلیس در جلوی در منزل بختیار به زور وارد خانه او شویم و به زور تا پشت در اتاق بختیار نیز نفوذ كردیم ولی هرچه تلاش كردم نتوانستم وارد اتاقی كه بختیار در آن حضور داشت بشوم، تا چهار ماه در زندان داشتم دیوانه می شدم كه چطور نتوانسته ام یك در را باز كنم تا اینكه در دادگاه قاضی عكسهای مربوط به در اتاق را نشان داد كه از لایههای آهن ضد آتش تشكیل شده است لذا متوجه شدم كه تلاش برای بازكردن آن بیهوده بوده است.