تبليغاتX
داده بان

آیت‌الله روح‌الله خمینی در سال‌های آخر عمر خود در فقه سنتی شیعه نوآوریهایی پدید آورد که پس از فوت او توسط سایر فقیهان دنبال نشد. آیت‌الله خمینی که در سال‌های نخست پس از پیروزی انقلاب بر ضرورت اجرای "اسلام فقاهتی" و یا "فقه جواهری" به عنوان سنتی‌ترین روایت تفکر دینی اصرار داشت، در برخورد با موانع عینی به تدریج به این نتیجه رسید که لازم است در فقه سنتی بازنگری‌های جدی شود. در واقع ماجرا با مسائل اقتصادی آغاز شد. دولت وقت به رهبری میر حسین موسوی که به علت جنگ با عراق، مجبور به اجرای سیاست‌های سختگیرانه اقتصادی بود، برای مقابله با مساله "احتکار" که در آن روزها امری معمول بود، با مانع فقهی روبه رو شد. اعضای شورای نگهبان که مامور تطبیق قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی با موازین اسلامی بودند، بویژه آیت‌الله صافی گلپایگانی از حامیان سرسخت فقه سنتی، با هر مصوبه‌ای در مورد احتکار و مالیات که با موازین فقهی سازگاری نداشت، مخالفت می‌کردند. این مخالفت‌ها کار دولت را برای اداره جنگ و سامان دادن به اقتصاد کشور با مشکل جدی روبه رو کرد و از همین رو، آیت‌الله خمینی حکم داد که هر مصوبه‌ای که به تایید دو سوم نمایندگان مجلس برسد، نیاز به تایید شورای نگهبان ندارد. این حکم در حقیقت، اصالت دادن به عرف برای حل مشکلات عینی در مقابل تاکید بر رعایت بی قید و شرع اصول فقه سنتی بود و گویا آیت‌الله صافی گلپایگانی که در حقیقت به نمایندگی از آیت‌الله محمد رضا گلپایگانی در شورای نگهبان حضور داشت، در واکنش به این حکم از شورای نگهبان کناره گرفت. در این دوره برخی از اهل فقه برای حفظ انسجام دستگاه فقه، بحث احکام اولیه و ثانویه را مطرح کردند تا بدین وسیله هم اصالت فقه سنتی را محفوظ نگه دارند و هم امکان برخورد با مشکلات عینی را فراهم کنند. آیت‌الله خمینی اما در بحث احکام اولیه و ثانویه متوقف نشد و پس از چندی دستور تشکیل نهادی به نام مجمع تشخیص مصلحت نظام را داد تا آن دسته از مصوبات مجلس را که شورای نگهبان آنها را رد می‌کند اما نمایندگان مجلس بر تصویب آنها اصرار دارند، بر اساس مصلحت حکومت مورد داوری قرار دهد. بدین ترتیب، آنچه که برخی آن را "فقه‌المصلحه" نامیده‌اند، جایگزین فقه سنتی برای ارزیابی قوانین مصوب مجلس شد. آیت‌الله خمینی در این دوره با تاکید بر اینکه اجتهاد باید بر مبنای زمان و مکان صورت گیرد، عملا راه خود را از فقیهانی که بر روش اجتهاد سنتی اصرار داشتند، جدا کرد و یک عنصر پویا را برای عصری کردن فقه وارد موضوع اجتهاد کرد. طرح این بحث از سوی آیت‌الله خمینی بحث‌های دیگری را تحت عنوان فقه پویا و فقه سنتی و تفاوت‌های آنها در بین روحانیون و فقیهان دامن زد و مشاجراتی را بین آنها به وجود آورد. با این همه، آیت‌الله خمینی از این سطح هم فراتر رفت و با مطرح کردن ولایت مطلقه فقیه به این نتیجه رسید که نظام اسلامی برای حفظ موجودیت خود می‌تواند هر یک از احکام شرع را تعطیل کند. در حقیقت آیت‌الله خمینی با تاکید بر اینکه حفظ نظام اوجب واجبات است، راه بحثی را گشود که برخی از آن دولت مطلقه مورد نظر توماس هابز متفکر بریتانیایی را مراد کردند و برخی دیگر، قدرت شخصی و فراقانونی شخص ولی فقیه را برداشت کردند.

 کسانی که از سخن آیت‌الله خمینی نظریه دولت مطلقه توماس هابز را درک کردند، نتیجه گرفتند که آیت‌الله خمینی با مبنا قرار دادن مصلحت و بقای نظام سیاسی و ترجیح آن بر هر گونه حکم شرعی، عملا در جهت عرفی کردن قوانین کشور حرکت کرده، حرکتی که در ادامه خود می‌توانست قرائتی کاملا متفاوت از اسلامی بودن نظام سیاسی ایران را غالب کند. با این همه، تفسیر فوق از نظریه آیت‌الله خمینی پس از فوت وی امکان استمرار نیافت و از سوی هیچ کدام از فقیهان بلندپایه دنبال نشد. از این رو، ولایت مطلقه فقیه که در بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی وارد آن شد، عمدتا به قدرت فراقانونی شخص ولی فقیه تاویل شد و گرچه مخالفت‌هایی هم با این تاویل صورت گرفت، اما به تدریج نظریه غالب در جمهوری اسلامی شد.

نوشته شده توسط DADEBAN در یکشنبه یکم شهریور 1388 |

عکس بالا مربوط به انتخاب به اصطلاح دختر شایسته کشورهای عربی است. با توجه به موانعی که حجاب برای جهان سرمایه داری بوجود آورده است به نظر می رسد این مقابله به روزهای پایانی خود و شکست حجاب ( به معنی واقعی خود) نزدیک می شود. سرمایه داری نیازمند بازار عظیم کشورهای اسلامی است و بایستی به هر نحو موانع این بازار برداشته شود. من مرده شما زنده تا ۲۵ سال دیگر اثری از حجاب در کشورهای اسلامی دیده نخواهد شد. مگر اینکه  ...

عکس زیر هم از چپ به راست:  اسما اسد(همسر رهبر سوریه) شیخا موزه (همسر امیر قطر) امینه اردوغان(همسر نخست وزیر ترکیه) ملکه رانیا(زن پادشاه اردن)  در حمایت از غزه!!!

نوشته شده توسط DADEBAN در جمعه چهارم بهمن 1387 |

می دانید که تا کنون ۷۹۰ جایزه نوبل در رشته های مختلف اهدا شده است که از این تعداد ۱۷۹ تای آن نصیب دانشمندان یهودی گردیده است!!! یعنی حدود ۲۳٪ !!! این در حالی است که جمعیت یهودی ها در سراسر دنیا چیزی حدود ۱۴ میلیون نفر است!!!

آنها ۲۰ جایزه در شیمی ، ۲۶ جایزه در اقتصاد ، ۱۳ جایزه در ادبیات، ۹ جایزه صلح، ۴۷ جایزه در فیزیک و ۵۳ جایزه دز پزشکی بدست آورده اند.

آمار را جدی بگیرید. با ریختن نفری یک سطل آب اسرائیل از بین نمی رود. همین.

 

نوشته شده توسط DADEBAN در پنجشنبه سوم بهمن 1387 |

مراجع مى‏فرمايند كراوات در اصل شعار مسيحيت است و مسلمان بايد از هر لباسى و هر چيزى كه زىّ كفار و باعث ترويج آن مى‏شود خوددارى نمايد.
آقای خامنه ای : به طور كلى پوشيدن كراوات و ديگر لباس‏هايى كه پوشش و لباس غيرمسلمانان محسوب مى‏شوند به طورى كه پوشيدن آنها منجر به ترويج فرهنگ منحط غربى شود جايز نيست, (و فرقي بين شب عروسي و غير آن نيست) الاستفتاءات مقام معظم رهبري چاپ وزيري ص ۵۰۳ س ۱۳۷۹
آقایان امام خمينى، مكارم و نورى: اگر باعث ترويج فرهنگ غرب شود، جايز نيست. آيت اللّه نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۴۶۹ و دفتر امام خمينى و آيت اللّه مكارم.
آقایان  تبريزى، سيستانى و فاضل: براى مسلمان بهتر است، از لباسى كه باعث تشبه به غيرمسلمانان شود، اجتناب كند.آيت اللّه فاضل، جامع المسائل، ج ۱، ص۲۲۳۸؛ آيت اللّه تبريزى، استفتاءات، ص۲۲۲۵و ۲۲۲۸و ۲۲۲۹.
آقایان بهجت وصافى: بنابر احتياط، استفاده نكنند.آيت اللّه صافى، جامع الاحكام، ج۲، س۱۷۳۱ و دفتر آيت اللّه بهجت.
آقای  وحيد: آنچه كه باعث تشبه به غير مسلمانان شود، جايز نيست.دفتر آيت اللّه وحيد.
آيه که درقران باصراحت دلالت برا ين مطلب نمايدوجود ندارد ولی  آيات زيادي داريم که مسلمانان را ازپيروی کورکورانه ازفرهنگ بيگانه برحزرمي دارد.ازباب مثال درسوره زخرف آيه ۵۴ قوم فرعون را به همين دليل به شدت مزمت ميكند.

البته پنیر هم مکروه است.

نوشته شده توسط DADEBAN در چهارشنبه هجدهم دی 1387 |

تصور ما شرقی ها درباره نقش مذهب در غرب که ناشی از تماشای فیلمهای هالیوودی و تبلیغات حکومتهای اسلامیاست ، به ما می گوید که غربیها  فاسد و بی دین  هستند . نامه اخیر رئیس جمهور اسلامی ایران به جرج بوش که در آن او را دعوت به بازگشت به ارزشهای دینی می کند از همین ناآگاهی عمومی سرچشمه می گیرد. ولی وقتی از نزدیک با مردم در غرب در تماس قرار می گیرید می بینید که مخصوصا امریکائیها چقدر مذهبی هستند و همین مذهبی بودن مردم، زمینه را برای سیاستمدارانی مانند جرج بوش و تندروهای همفکر او آماده می کند تا بر خلاف اصول دمکراسیهای غربی، مذهب را وارد سیاست کنند و برای حکومت خود رسالت مذهبی قائل شوند. این جریان مذهبی اخیرا در امریکا قدرت گرفته و سعی دارد مثلا تدریس نظریه تکامل در باره پیدایش حیات را با آموزه های مسیحی جایگزین کند، حق انتخاب زنان در مورد بارداری را از آنها بگیرد، معیارهای مذهبی را وارد حرفه روزنامه نگاری کند، به نام دین و اخلاقیات مانع تحقیقات علمی شود و ....

طرز فکر این مذهبی های تندرو که هر روز در کانالهای تلویزیونی و اینترنتی آنها تبلیغ می شود تفاوتی با حزب اللهی های خودمان ندارد : اینها هم براحتی دستور قتل صادر می کنند! فقط اینها کت و شلوار و فکل دارند و ریش شان را اصلاح می کنند.

نوشته شده توسط DADEBAN در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 |

بعد از آن فتوای عجیب و غریب مفتی مصری که گفته بود اگر کارمندان زن ادارات به همکاران مرد خود شیر بدهند ، آنگاه این همکاران می توانند بدون مشکل شرعی در یک اتاق مشغول به کار شوند ، اکنون نوبت به مفتی عربستان رسیده تا فتوای فوق العاده ای صادر کند. مفتی عربستان سعودی اعلام كرده برگزاری جشن به مناسبتهایی از قبیل سالگرد ازدواج و يا جشن تولد باطل است.شيخ عبدالعزيز اضافه كرده جشن تولد خلاف حق است. اگر فرزند انسان سالم به دنیا آمد و یا زندگی زناشویی سالها ادامه پیدا کرد مسلمان بايد تنها خدا را شكر كند.وی كه در پاسخ به سوال يك روزنامه درباره جواز برگزاری جشن تولد و سالگرد ازدواج سخن می گفت ادامه داده مسلمانان تنها دو عيد دارند عيد فطر و عيد قربان، كه از پايه های اسلام هستند و همچنين روز جمعه كه عيد هفته محسوب می شود. اما به جز اينها عيد ديگری در اسلام نيست. این مسيحيان هستند که اعياد زيادی دارند. عيد مادر، عيد شجره، عيد برای هر چيز ديگر، هرسال هم عيدی به مناسبت سالروز تولد فلان شخص دارند و در اين روزهاشمع روشن می كنند و غذا پخش می كنند.

چندروز پيش هم روحانيون القاعده فتوا داده بودند كه خريد برخی ازانواع صيفی جات بدليل شكل مردانه داشتن براي زنان جايز نيست!

  

نوشته شده توسط DADEBAN در جمعه یکم شهریور 1387 |

جفر

جفر در واقع به معنی پوست بزغاله‌ای است که وسیع باشد وچیزهای زیادی را در خود جا می‌دهد و علم جفر بر اساس برخی روایات به این نحوه بوده که کتابی را جبرائیل به حضور حضرت محمد آوردند که تمامی علم عالم از اول خلقت تا به آخر انرا توضیح داده بود که این کتاب جفر نام داشت و روزی یکی از صحابه پیغمبر کتاب را از ایشان قرض کردند وبه بیایانی رفتند تا مطالعه کنند ولی در هنگام باز گشت طوفان شدیدی میگیرد که چندین برگ از کتاب را با خود میبرد صحابی نیز شرمگین نزد رسول خدا آمده و ماجرا را شرح می‌دهدرسول خدا به همراه صحابی به بیابان رفته و چندین برگ از ان کتاب را پیدا می‌کنند ولی یک برگه از ان کتاب مفغود باقی میماند واین علم جفری که تا کنون در سراسر دنیا منتشر شده از همان یک ورق بوده که خدا میداند دست که افتاده بوده است(البته اعتبار این روایت نیاز به شناخت راویان دارد و شاید به عنوان تمثیل و بیان نسبت اگاهی مردم از علم جفر به نسبت حقیقی از سوی امام یا پیامبر نقل شده باشد) ولی کتاب اصل ان در حال حاضر در نزد حضرت مهدی است ولی باید دانست که تا آقا امام زمان به کسی نظر نداشته باشد محال است کسی بتواند به آن(جفر) دسترسی داشته باشد. علم جفر علمی است که روش‌های خاص به خود دارد و بیشترین کاربرد آن در حال حاضر رسیدن به پاسخ پرسش‌هایی است که عالمان جفر به نظر خود رسیدن به آن را درست تشخیص دهند. با توجه به مجهول بودن اصول و ریشه علم جفر بعضی آن را خرافه می‌پندارند و یا کابردهایی برای آن ذکر می‌کنند که خارج از محدوده علم جفر می‌باشد و یاآن را با فال، سحر، طلسمات هیئت و نجوم و... یکی می‌پندارند. از جمله مواردی که به اشتباه به علم جفر نسبت داده‌اند موارد ذیل میباشد: - یافتن عناصر چیره بر سرشت هر فرد و میزان سازگاری افراد با یکدیگر- پیشگویی برای هر فرد- پیدا کردن زمانهای خوش شگون و بدشگون از راه اخترشماری- شرایط برآورده شدن آرزوها- بهبود بیمارها با خواندن ورد و افسون- خواص واجها- دریافت رازهای نامهای پیشوایان اسلام از راه آیه تطهیر - تأثیر نامهای خدایی شماره‌شناسی شماره‌های آریایی، لرزشی، مادی و شماره‌های نیرومند آنها بر این باورند که شماره‌های ۳ و ۷ و ۴۰ رمز و رازی دارند. آنها میکوشند تا برپایه زمان زایش هر شخص ویژگیها و منش او را بازگو کنند. مثلاًاستفاده از زمان تولد فرد سبب این توهم شده‌است که ویژگیها و منش افراد را با علم جفر بازگو می‌کنند. گر چه پرسش از موارد فوق درجفر فرد را به جواب می‌رساند اما کاربرد جفر خاص این موارد نبوده و دیده نشده‌است که عالمان جفر در چنین مواردی از آن استفاده کنند. شیعیان این علم را مخصوص امام علی، پیشوای اول شیعه می‌دانند. به باور ایشان علوم اولین تا آخرین در جفر است و کتابی بنام جفر جامع که مشتمل بر ۲۸ جلد ۲۸ صفحه‌ای که با چهار حرف الف شروع و با چهار حرف غ به پایان می‌رسد تمام علوم دنیا گذشته و آینده در آن به صورت ملحوظ در ملفوظ است.

علم جفر برای رسیدن به جواب سئوالات خود از روشهای گوناگون استفاده می‌کند که تمام افراد از آن اگاهی ندارند و هر کس به اندازه دانش خود از جفر از آن روشها اطلاع دارد. جفر برای رسیدن به جواب از ریاضی و نجوم نیز بهره می‌گیرد نام و نام مادر سئوال کننده و زمان سئوال به علاوه جمله سئوال با روش ذکر شده در آن علم مبنای رسیدن به جواب قرار می‌گیرد که توضیح و شرح روشها و مراحل آن از حوصله این بحث خارج می‌باشد. باید یادآوری شود که یکی از مراحل مهم که از آنها به سطر نام برده می‌شود سطر (مستحصله) است که اگاهان به جفر معتقدند باید با طهارت روح و... به روش به دست آوردن آن اگاهی یافت و شنیده شده که بعضی از اساتید علم جفر آن را به شاگردان خود آموزش نمی‌داده‌اند. سطور آن بنابر یکی از روشها به ترتیب ذیل است: سطر اساس سطر نظیره سطر حاصل اساس سطر حاصل نظیره سطر تتمه اولی سطر نسبت نظیره سطر نسبت دوم اساس سطر تتمه ثانیه سطر تتمه تتمتین سطر حاصل اعداد سطر قوا سطر حاصل سطر مستحصله سطر نظیره سطر صدر موخر (که سئوال کننده در این سطر به جواب رسیده‌است و چنانچه به جواب نمی‌رسید باید ادامه می‌داد تا به جواب دست یابد.)

مراحل جفر

۱-بدست آوردن حروف
۲- حصه كردن
۳- مستحضره
۴- مسطحصله
۵-زبر و بينه
۶- تكثير
۷- صدر موخر
۸- طالب و مطلوب
۹- زمام

 

کابالا

کابالا نامی است که بر تصوف یهودی اطلاق می‌شود و تلفظ اروپایی قبّالاه عبری است به معنی قدیمی و کهن. این واژه به شکل قباله برای فارسی زبانان و عرب‌ها است. بیشتر یهودیان ارتودوکس به آئین کابالا (کابالیسم) اعتقاد دارند. بر اعتقاد هواداران و معتقدین به آئین کابالا، فهمیدن و درک رموز مخفی درآئین کابالا، باعث میشود تا انسان بصورت روحانی‌واری به خدا نزدیکتر شود و بدین ترتیب بشریت، قدرت والایی از رموز مخفی خدا که برای دیگر انسانها پوشیده است، را پی می‌برد.

تاریخچه اصطلاح نام کابالیسم به درستی مشخص نیست و مورد اختلاف است. برخی سلیمان ابن جبرئیل (۱۰۵۸ - ۱۰۲۱) میلادی و برخی کابالیست اسپانیولی قرن سیزدهم، بهیا بن آشر را اولین اشخاصی می‌دانند که آئین مخفی و سری عهد عتیق را کابالا نامیدند. با این وجود مدارک و منابع بسیار قدیمی که برخی ازآنها به قرن دوم میلادی بازمی‌گردند، وجود دارند که حاکی از نام‌هایی بجز کابالا بر آئین فوق هستند. با این وجود همکنون اصطلاح کابالا وصف کننده تمرین آئین و دانش محرمانه یهود است.

مهمترین منابع و کتب کابالیستی که به عنوان ستون فقرات و پایه اصلی آئین کابالا درآمدند، شامل مجموعه کتب عبری بهیر (به معنای کتاب روشنایی) و هیچالوت (به معنای کاخ‌ها) میشوند که به قرن اول میلادی بازمیگردند. نهایتا در قرن سیزدهم میلادی کتاب زوهار نوشته شد که تفکر و شکل کنونی آئین کابالا را تشکیل داد.

 

در هر دو این به اصطلاح علوم خفیه!!! اعتقاد بر این است که تمام رموز عالم بر عالمان جفر و کابالا معلوم و مشخص است و فقط کافی است  مشتری دکان آنان شوید. این هم نسل جدیدی از فست فودهای معنوی که بعدا درباره آن خواهم نوشت. بهرحال با پیوستن خانم مدونا و بریتینی به کابالا روزگار پر رونقی در انتظار این جریانات خواهد بود.

 

 

نوشته شده توسط DADEBAN در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 |

یزیدیان  درعراق ، ترکیه، ایران، سوریه و قفقاز زندگی می‌کنند و اگرچه آماری رسمی و مشخص در مورد آنان در دست نیست اما شمار آنان در مجموع این کشورها تا پانصد هزار نفر برآورد می‌شود که حدود دویست هزار نفر از آنان در عراق هستند.

یزیدیان، قرنها در این سکونتگاهها در روستاهای دورافتاده و در انزوا زیسته‌اند و همسایگان مسلمان و مسیحی‌شان آنان را با نام "شیطان پرست" می‌شناسند، عنوانی که یزیدیان برای خود نمی‌پسندند.

اما شاید همین نگاه به یزیدیان، آنان را آماج حمله مسلمانان تندرویی کرده باشد که ریختن خون "کفار" را مباح می دانند، آن هم کفاری که شیطان، دشمن اصلی بشریت را می‌پرستند.

از دید مورخان ادیان، شیطان پرستی برچسبی است که پیروان ادیان جدیدتر به کسانی که همچنان به ادیان قدیمی‌تر باور داشتند می‌زدند و خدایان آنان را شیطان و منشأ شر خطاب می‌کردند، همان‌گونه که مسیحیان اروپا در مورد اروپاییانی که به باورهای پیشین خود باقی مانده بودند چنین کردند.

اما در باور یزیدی، شیطان دشمن اصلی بشریت نیست، بلکه مقربترین فرشته خداوند و نخستین آفریده اوست و ملک طاووس نام دارد؛ فرشته ای که خداوند تنها با این انگیزه به او فرمان داد به آدم سجده کند که او را بسنجد و هنگامی که او از سجده کردن سر باز زد، بر تقربش به درگاه الهی افزوده شد و خداوند اداره جهان را به وی سپرد.

یزیدیان بر این باورند که قدمت کیش آنان به زمان پیدایش بشر باز می گردد و یزیدیان از نسل آدمند و نه از نسل حوا؛ در حالی که در باور ادیان ابراهیمی، ابنای بشر حاصل ازدواج آدم و حوا هستند، یزیدیان خود را حاصل پسری می‌دانند که از بذری که آدم کشت پدید آمد و سپس با حوریه‌ای وصلت کرد.

بدین ترتیب، یزیدیان خود را تافته‌ای جدا بافته می‌دانند که نباید با دیگر اقوام وصلت کنند و دیگر ابنای بشر را به کیش خود بپذیرند. با تمام این جدایی پیشگی، یزیدیان از تبار دیگر کردهایی اند که در جوارشان زندگی می‌کنند و زبانی متفاوت با آنان که گویش کرمانجی (کردی شمالی) است ندارند.

با وجود آنکه در باور یزیدی، دین آنان پیشینه‌ای به قدمت تاریخ بشر دارد اما مورخان، کیش یزیدی را در شمار دیگر فرقی طبقه بندی می‌کنند که پس از اسلام، به نیت احیای سنتهای پیشینیان و با انگیزه حفظ و بازیافت هویت تاریخی در نقاط مختلف خاورمیانه زاییده شدند و رشد کردند، هرچند بنیانگذارانشان صوفیان مسلمان بودند.

علویان، کاکه‌ای ها (اهل حق) و شیدلیها که همگی در مناطق کردنشین ایران، عراق، ترکیه و سوریه و نواحی همجوارشان زندگی می‌کنند، از این دسته مذاهب به شمار می روند و همگی این وجه مشترک را دارند که از سویی آداب نیایش جمعی‌شان همچون نذر و نیاز و قربان به یکدیگر شباهت دارد و با صوفیان مسلمان مشترک است و دیگر اینکه گرچه پیروانی از میان ترکان و اعراب هم یافته اند، مرکز عمده نشو و نمایشان کردستان بوده و فرهنگ و زبان کردی رکن مهمی از آیین آنان را تشکیل می دهد.

باور بر این است که نام کیش یزیدی ریشه در واژه فارسی ایزد دارد. عناصری همچون ستایش خورشید و آتش در این آیین نشانه هایی از باورهای باستانی ایرانیان، مهرپرستی و دین زرتشت دارد. اعتقاد به تناسخ و سیر تکاملی روح از طریق زایشهای پی در پی و دمیده شدن در کالبدهای پیاپی یزیدیان را با مسالک شرقی پیوند می دهد. از سوی دیگر، یزیدیان همچون مسلمانان روزانه پنج بار به شیوه خود نماز می‌گزارند، اما قبله‌شان در چهار بار از این نمازهای پنجگانه، خورشید است و در نیمروز، مقبره شیخ عدی بن مسافر، صوفی عرب قرن ششم هجری که به باور مورخان، بنیانگذار کیش یزیدی است.

مقبره شیخ عدی در روستای لالش در ۳۶ کیلومتری موصل در شمال عراق، قبله گاه یزیدیان است و هر یزیدی در صورت توانایی باید در طول عمرش دست کم یک بار به زیارت این آرامگاه برود.

موسم این "حج"، تابستان است، در کنار قبله گاه یزیدیان، چشمه گاه مقدسی قرار دارد که زمزم خوانده می شود، کوهی مقدس است که نامش را عرفات نام نهاده اند، پلی نیز هست به نام پل صراط، در موسم زیارت گاوی را هم قربانی می‌کنند. یزیدیان همچون صوفیان در مراسم خود به ذکر و سماع می‌پردازند و پیروان این کیش به طبقات پیر و شیخ و مرید تقسیم می‌شوند.

نزدیکترینها به یزیدیان، چه در باور و اساطیر، همچون اعتقاد به ملائک هفتگانه و تناسخ و سنتها و آیینها، طایفه یارسانند که در عراق کاکه‌ای و در ایران اهل‌حق نامیده می شوند که بسیاری از ایرانیان آنان را با عنوان "علی اللهی" می‌شناسند، نامی که همچون "شیطان پرست" برای یزیدیان، مورد پسند آنان نیست.

پاره ای از پیروان اهل حق نیز در مورد شیطان نگرشی همچون یزیدیان دارند، یزیدیان نیز به اهل‌حق احساس نزدیکی می‌کنند و آنان را در جمع خود شرکت می‌دهند اما با آنان وصلت نمی‌کنند.

اکثریت اهل حق را نیز همچون یزیدیان، کردها تشکیل می‌دهند، اما در ایران و عراق و قفقاز، این آیین در میان ترکان نیز پیرو دارد.

با تشکیل حکومت خودمختار کرد در شمال عراق و برپایی مجلس قانونگذاری محلی در این منطقه، یزیدیان برای نخستین بار در قانونگذاری و حکومت سهیم شده‌اند و نمایندگانی در مجلس محلی و همچنین مجلس ملی عراق دارند. گفته می‌شود در آلمان سی‌هزار یزیدی زندگی می‌کنند که عمدتاً از پناهندگان کرد عراقی و ترکیه‌ای اند و بزرگترین جامعه یزیدی در خارج از قلمرو اجدادی‌شان را تشکیل می‌دهند.

مراسم حج شیطان پرستان یه روایت تصویر

نوشته شده توسط DADEBAN در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 |
پیامبر اکرم فرموده : النکاح سنتی فمن لم رغب عن سنتی فلیس منی یعنی ازدواج سنت من است وهر کس که در این امر تلاش نکند از مانیست.

آیا امام زمان ازدواج کرده است؟ اگر بله کجا و با کی؟ اگر نه پس از پیامبر نیست ؟

این یکی از موضوعات مباحثه طلاب در حوزه هاست. خسته نباشند.!

ضمنا آیا دعا برای سلامتی امام زمان معتی دارد یا خیر؟

نوشته شده توسط DADEBAN در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 |

در شبه جزیره عربستان شراب‌خواری یک عادت عمومی بود و مبارزه قطعی و اصولی به زمان نیاز داشت. به همین جهت خداوند در قرآن در چند مرحله حکم قطعی تحریم شراب را بیان فرمود:

در مرحله اول، فرمود:« شما از خرما و انگور، شراب درست می‌کنید و روزی نیکو نیز به دست می‌آورید » (سوره نحل آیه 67) و به این صورت به مسلمانان فهماند که شراب، روزی نیکو نیست.

در مرحله دوم، در سوره بقره آیه 116 فرمود نفع شراب در برابر مضرات بی‌شمارش اندک است.

در مرحله سوم نیز در سوره نساء آیه 46 تصریح فرمود که چون مسکر و شراب، هوشیاری و متانت و هوش و وقار انسان را سلب می‌کند، کسی نباید در حال مستی به نماز بایستد.

و سرانجام در مرحله چهارم تصریح فرمود که شراب و قمار و بت‌ها و ازلام (نوعی ابزار بخت آزمایی) پلید و نحس‌اند و باید از تمام آنها اجتناب کرد. با این آیه، حکم قطعی تحریم شراب صادر شد.

نوشته شده توسط DADEBAN در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 |
«آلبرت اينشتين» فيزيكدان بزرگ معاصر، در آخرين رساله‌ علمي خود با عنوان "دي ارکلارونگ Die Erklarung – به معناي بيانيه" که در سال 1954 در آمريکا و به زبان آلماني نوشت، اسلام را بر تمامي اديان جهان ترجيح داده و آن را کامل‌ترين ومعقول‌ترين دين دانسته است.

اين رساله در حقيقت همان نامه‌نگاري محرمانه اينشتين با مرحوم آيت‌الله العظمي بروجردي است. اينشتين در اين رساله "نظريه نسبيت" خود را با آياتي از قرآن کريم و احاديثي از كتاب‌هاي شريف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبيق داده و نوشته است که هيچ جا در هيچ مذهبي چنين احاديث پر مغزي يافت نمي‌شود وتنها اين مذهب شيعه است که احاديث پيشوايان آن نظريه ي پيچيده "نسبيت" را ارائه داده ولي اکثر دانشمندان آن را نفهميده‌اند.

يكي از اين حديث‌ها حديثي است که علامه مجلسي در مورد معراج جسماني رسول اکرم (ص) نقل مي‌کند که: «هنگام برخاستن از زمين، لباس يا پاي مبارک پيامبر به ظرف آبي مي‌خورد و آن ظرف واژگون مي‌شود. اما پس از اينکه پيامبر اکرم(ص) از معراج جسماني باز مي‌گردند مشاهده مي‌کنند که پس از گذشت اين همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ريختن روي زمين است». اينشتين اين حديث را از گرانبهاترين بيانات علمي پيشوايان شيعه در زمينه "نسبيت زمان" دانسته و شرح فيزيکي مفصلي بر آن مي‌نويسد. اينشتين همچنين در اين رساله "معاد جسماني" را از راه فيزيکي اثبات مي‌کند. او فرمول رياضي معاد جسماني را عکس فرمول معروف "نسبيت ماده و انرژي" مي‌داند:

E = M.C2 >> M = E :C2

يعني اگر حتي بدن ما تبديل به انرژي شده باشد دوباره مي‌تواند عينا" به تبديل به ماده و زنده شود.

اينشتين در اين کتاب همواره از آيت الله بروجردي با احترام و به لفظ"بروجردي بزرگ" ياد کرده و از شادروان پروفسور حسابي نيز بارها با لفظ"حسابي عزيز" ياد کرده است.

اصل نسخه اين رساله اکنون به لحاظ مسايل امنيتي به صندوق امانات سري لندن (بخش امانات پروفسور ابراهيم مهدوي) سپرده شده و نگهداري مي‌شود.

اين رساله را پروفسورابراهيم مهدوي (مقيم لندن) ، با کمک يکي از اعضاء شرکت اتومبيل‌سازي "بنز" و به بهاي 3000000 دلار از يک عتيقه‌فروش يهودي خريداري كرد.

دستخط اينشتين در تمامي صفحات اين کتابچه توسط خط‌ شناسي رايانه‌اي چک شده و تأييد گشته است.

منبع :پايگاه خبرى ابنا

حالا چرا این آقای انیشتین مسلمان نشد ، معلوم نیست.!!!

نوشته شده توسط DADEBAN در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 |

دین اسلام در سده هفتم میلادی در شبه جزیره عربستان ظهور یافت. در خلال یک سده پس از پیدایش آن، این دین موفق به ایجاد یک قلمروی اسلامی شد که از اقیانوس اطلس در شرق تا آسیای میانه در غرب امتداد یافته بود. یکپارچگی امپراتوری اسلامی دیری نپائید و به زودی جنگهای داخلی در آن درگرفت که در میان تاریخنگاران اسلامی به دوران فتنه معروف است. پس از این مرحله، دوره دیگری به نام دوره دوم فتنه نیز بر جامعه اسلامی تأثیرگذار شد. پس از آن دودمانهای رقیب ادعای خلیفگی مسلمانان را داشتند و یکپارچگی جهان اسلام دیگر حاصل نشد. اما از چندین سده بدین رو جریان های فكری اسلامی رشد بسزایی دریكپارچگی جهان اسلامی داشته و جهان شاهد جوشش عظیم ازموج بیداری اسلامی درعصر حاضر میباشد.....................

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط DADEBAN در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 |

عثمان بن عفان (۵۸۰ -۶۵۶ م) ملقب به عثمان ذی النورین، سومین خلیفه مسلمانان(۶۴۴ الی ۶۵۶ م) بعد از عمر بوده است.عثمان در خانوادهای ثروتمند در طائف بدنیا آمده و متعلق به بنی امیه یکی از شاخه های قوم قریش میباشد. وی بعد از مرگ پدرش عفان شغل وی را که تجارت بود ادامه داد. وی در سال ۶۱۱ میلادی در بازگشت از یکی از سفرهای تجاری اش، بعد از مشورت با ابوبکر اسلام آورد و دومین مرد بالغی است که به اسلام گرویده است. بعد از اسلام آوردن زنهای وی طلاق گرفتند و محمد دخترش رقیه بن محمد را به ازدواج وی در آورد.عثمان و زن اش رقیه بن محمد همراه تعدادی دیگر از مسلمانان که تعدادشان به ۱۱ میرسید که زیر فشار مردم مکه قرار داشتند در سال ۶۱۴ به حبشه مهاجرت کردند.

عمر خلیفه دوم وصیت کرده بود برای انتخاب خلیفه بعدی شورایی به ریاست قایم مقام موقت او ، صهیب ، تشکیل شود.اعضای این شورا عبارت بودند از علی بن ابیطالب، عثمان بن عفان، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابی وقاص، زبیر بن عوام و طلحهٔ بن عبیدالله. در زمان مرگ عمر، طلحهٔ بن عبیدالله به مکّه سفر کرده بود و سعد بن ابی وقاص نمایندهٔ او محسوب میشد.صهیب این شش تن را در اتاق عایشه دختر ابوبکر(همسر محمّد) جمع کرد. عبدالله بن عمر را نیز به عنوان مشاور در آن جا حاضر نمود و ابوطلحهٔ انصاری و پنجاه تن از جوانان مسلح انصار که به آنها مبعوثین گفته میشد بر دم در ایستاده و علاوه بر تامین امنیت و اجرای فرمانهای صهیب که رییس و ناظر شورا بود عبور و مرور و توقف کسانی دیگر را در حومهٔ آن خانه منع میکردند.

از افرادی که اجازهٔ حضور در مجلس را نداشتند میتواند عمروعاص، مغیرهٔ بن شعبه و ولید بن مغیره اشاره کرد که فورا از محلّ جلسه دور شدند.نخست صهیب وصیت نامهٔ عمر را قرائت کرد. عمر در این وصیت نامه از شش تن از مهاجرین نام برده بود و کار شورا را بر عهدهٔ ایشان نهاده بود. عمر همه را جز عبدالرحمن بن عوف دارای صلاحیت خلافت می دانست. آن گاه صهیب بر سر اعضای شورا ایستاده و بر عاقبت مشورت ایشان منتظر بود.روایت شده است که اعضای شورا برای اثبات استحقاق خود برای احراز این مقام شور و علاقه نشان دادند و به مجادله پرداختند.

از ابوطلحهٔ انصاری نقل شده است: «من فکر میکردم که هر یک از ایشان این مقام را به دیگری برمی گرداند و خود را کنار می کشد ولیکن چون جدال ایشان را شنیدم باورم نیامد. هر یک از ایشان خلافت را برای خود می خواست»

از صهیب نیز نقل شده است: «آن قدر بر سر ردای خلافت جدل نمودند که خسته گشتند و به ستوه آمدند. با خود میگفتم به خدا قسم ایشان را از سه روز بیشتر مهلت نمیدهم»

از قول علی بن ابیطالب آمده است: « او رفت و کار نشاندن خلیفه را در اختیار شورایی گذاشت که گمان می کرد من هم از آنان هستم. پناه به خدا از چنین شورایی! من کی در برابر شخص اولشان در استحقاق خلافت مورد تردید بودم که امروز با اعضای این شورا قرین شمرده شوم. ولیکن باز شکیبایی را در پیش گرفتم و خود را یکی از آن پرندگان قرار دادم که اگر پایین می آمدند، من هم با آنها فرود می آمدم و اگر می پریدند با جمع ایشان به پرواز در می آمدم...»

بعد از مدّتها جر و بحت عبدالرحمن پیشنهاد کرد که سه نفر حق خود را به سه نفر دیگر حواله کنند. زبیر حق خود را به علی، سعد حق خود را به عثمان، و عبدالرحمن نیز علی را در این میان دارای حق دانست. و در این میان علی و عثمان حاضر بودند.

عبدالرحمن گفت: «حال کدام یک از شما نیز از حق خویش دست برمی دارد در حالی که خدا و دین خود را بر خود ناظر بداند؟ یکی از دو نفر دیگری را برگزیند.علی و عثمان هر دو سکوت کردند و هیچ کدام برای این کار آماده نشده کنار نرفتند. و از عبدالرحمن نقل شده که در این جا گفت: «من خودم برای این کار حاضرم و خدا و دین را بر عملکرد خویش ناظر میدانم و در انتخاب بهترین از شما تلاش خود را به کار میاندازم»

عثمان و علی هر دو موافقت کردند ولی عبدالرحمن از انتخاب یکی از ایشان خودداری نمود. از قول او نقل شده است: «و آگاه باشید که مختار بودم هر یک را که میخواستم برمی گزینم ولی این کلام امیرالمومنین عمر را به خاطر آوردم که خلیفه انتخاب مسلمین است. مبادا که خلیفه ای برگزینی بدون تحقیق و شورای مسلمین. آن گاه بود که در اندیشهٔ تحقیق برآمدم»

عبدالرحمن روزها و ساعات باقی مانده را در تحقیق گذراند. از برخی از فرماندهان سپاه و بزرگان اصحاب مهاجر و انصار و اقشار مختلف مردم از زنان و مردان و جوانان سوال نمود. و برایش معلوم شد که مسلمین بیشتر به امارت کدام یک از این دو تمایل دارند.و در آخرین ساعتهای شب چهارم که مدت شورا پایان یافته بود، عبدالرحمن، علی و عثمان را به خانهٔ خواهرزاده اش مسور پسر مخرمه دعوت کرد و مجددا از ایشان تعهد گرفت که بعد از لحظات دیگر هر کدام از ایشان را انتخاب کند، دیگری باید راضی و از انتخاب شده اطاعت نماید آن گاه عبدالرحمن همراه علی و عثمان راهی مسجد پیامبر گردید. عبدالرحمن قبلا جماعت مسلمین را برای اعلان نتیجهٔ شورا به مسجد دعوت کرده بود.

از عثمان نقل شده است: «هنگامی که به مسجد رفتیم تاریکی سحرگاه بود. و جماعت انبوهی از مردم پشت تا پشت چشبیده بودند و چنان فشاری بر من میآمد که از درد آه می کشیدم»

عثمان در قسمت پایین مسجد جایی پیدا کرد و نشست و جمعیت مسلمانان در حالی که موج میزد نماز صبح را به امامت صهیب به جا آوردند. پس از نماز صبح عبدالرحمن از منبر پیامبر بالا رفت. از صهیب نقل شده که «عبدالرحمن که از منبر بالا میرفت دستش میلرزید و شمشیرش را گرفته بود و آن دستار که پیامبر به او بخشیده بود بر سر داشت آن گاه رفته بر جماعت دعا خواند و مردم آمین می گفتند در حالی که نمی شنیدند»

آن چه از خطبه عبدالرحمن در تاریخ طبری آمده است چنین است: «ای مردم، من در این چند روز از شما خواستم که نهان و آشکار، بگویید که کدام یک از دو تن را بر خلافت مسلمین برمی گزینید و حالا یکی از ایشان را بر می گزینم»

در این حال از علی بن ابیطالب خواست که جلو برود. علی جلو آمده در زیر منبر ایستاد. عبدالرحمن دست او را گرفت و گفت: «از تو میخواهم تعهد نمایی که اگر تو را برگزینم به کتاب خدا، سنت رسول الله، و سیرهٔ شیخین(راه و روش ابوبکر و عمر) رفتار کنی.

علی گفت: «تا آن که که توانایی دارم تلاش میکنم که کتاب خدا و سنت رسول را به جای آورم ولی بدان که من اجتهاد خود را مقدم بر سیرهٔ شیخین میدانم»

عبدالرحمن دست علی را رها کرد و گفت: «عثمان برخیز و این جا بیا» آیا تعهد میکنی که اگر تو را برگزینم به کتاب خدا و سنت پیامبر و راه و روش دو پیر وفادار و پایبند باشی؟

عثمان پاسخ داد: «خدایا، بلی. چنین خواهم کرد»

عبدالرحمن پس از شنیدن این جواب در همان حالی که دست عثمان را گرفته بود سرش را به سوی سقف مسجد بلند کرد و سه مرتبه گفت: «خدایا، بشنو و شاهد باش» آن گاه با صدای بلند گفت: «خدایا اینک آن چه در ذمهٔ من بود از ذمهٔ خویش جدا و بر ذمهٔ عثمان گذاشتم.»

علی بن ابیطالب چنان که تعهد کرده بود نخستین کسی بود که با عثمان بیعت کرد. مردم نیز در این هنگام برای بیعت با عثمان به سوی منبر آمدند.

هر چند علی از نخستین بیعت کنندگان با عثمان بود اما بعد هم چنان شایستگی خود را در امر خلافت مطرح کرد. پس از این که مردم تصمیم به بیعت با عثمان گرفته بودند، علی در جمعی از یارانش گفت: «شما دانسته اید که من به این خلافت از همه شایسته ترم. و سوگند به خدا، به تصمیم شما تسلیم خواهم شد. تا آن جا که امور مسلمین سالم بماند. تا آن جا که ظلم و جوری در امور مسلمین روی ندهد، مگر برای من و این تحمل و شکیبایی به امید پاداش و فضل الهی و اعراض از آن آرایش ظاهری و پیرایش صوری خلافت است که شما در بارهٔ آن به رقابت افتاده اید... نهج البلاغه خطبه هفتاد و چهار.

در خطبهٔ الجدیر در نکوهش عثمان فرمود: تعهد کرد که قرآن و سنت و سیرهٔ شیخین را به جا آورد. به جانم قسم که من از او به این سه نزدیک تر بودم. در خطبه شقشقیه علی بن ابیطالب با لحن تندی از عثمان یاد کرد: «شخص سومی از آن جمع در نتیجهٔ شورا به خلافت برخاست. او در مسیر انباشتن شکم و خالی کردن آن بود و بالا کشیدن پهلوهای خویش. به همراه او فرزندان پدرش برخاستند و چونان شتر که علفهای باطراوت بهاری را با احساس خوشی میخورد، مال خدا را با دهان پر میخورند...... عایشه در خلافت عثمان میگوید: «و سنت پیامبر را فراموش کرد، و فتنه در میان امت ایجاد میکرد. به خدا بهترین پیکار پیکار با کسی است که چیزی را که شایستهٔ آن نیست طلب کند» هم چنین از او نقل شده است: «خلافت عثمان با ظلم شروع شد و با ظلم پایان یافت» و نیز ام المومنین گفته است: «آگاه باشید که بز کور نعثل را صد مرتبه از عثمان گرامی تر میدانم» عثمان در سال ۶۵۰ میلادی دستور گرد آوری قرآن را صادر نمود. وی نسخهای از قرآن گرد آوری شده توسط کمیته ای که وی تعیین نموده بود را به مناطق مختلف قلمرو امپراطوری اسلام فرستاد و دستور داد نسخه های دیگر قرآن که نزد اشخاص وجود دارد از میان برود. این عمل جنجالی ترین کار عثمان بود که منجر به تشکیک در قرآن وبوجود آمدن نسخ اصلی و تقلبی قرآن گردید.

مخالفت بخشی از قبایل یمنی عراق و مصر با عثمان در اواخر سال 35 هجری- درپی جریانهائی كه جای سخن ازآن دراینجا نیست- به انتقال دوهزارتن از مردان آنها به مدینه و شورش برضد عثمان و قتل او انجامید.
نوشته شده توسط DADEBAN در یکشنبه چهارم شهریور 1386 |