به ما که مربوط نیست ولی این آقایان ترکیه ما را هالو گیر آورده اند. چه آن موقع که ارمنی کشتند و چه حالا که کرد می کشند ، کردار و رفتارشان اظهر من الشمس است. قصد حمایت از اسرائیل ندارم ولی در جهان اسلام خوشنام تر از ترکیه نبود؟! به این می گویند عشوه سیاسی!!!

چقدر خوبه دشمنان آدم ، باسواد و البته دانا باشند. از این بابت دلم برای خانم عبادی می سوزه!!! به قول قدیمی ها دشمن دانا بلندت می کند ، بر زمینت می زند نادان دوست ، به به !!!

عکس بالا مربوط به انتخاب به اصطلاح دختر شایسته کشورهای عربی است. با توجه به موانعی که حجاب برای جهان سرمایه داری بوجود آورده است به نظر می رسد این مقابله به روزهای پایانی خود و شکست حجاب ( به معنی واقعی خود) نزدیک می شود. سرمایه داری نیازمند بازار عظیم کشورهای اسلامی است و بایستی به هر نحو موانع این بازار برداشته شود. من مرده شما زنده تا ۲۵ سال دیگر اثری از حجاب در کشورهای اسلامی دیده نخواهد شد. مگر اینکه ...
عکس زیر هم از چپ به راست: اسما اسد(همسر رهبر سوریه) شیخا موزه (همسر امیر قطر) امینه اردوغان(همسر نخست وزیر ترکیه) ملکه رانیا(زن پادشاه اردن) در حمایت از غزه!!!

می دانید که تا کنون ۷۹۰ جایزه نوبل در رشته های مختلف اهدا شده است که از این تعداد ۱۷۹ تای آن نصیب دانشمندان یهودی گردیده است!!! یعنی حدود ۲۳٪ !!! این در حالی است که جمعیت یهودی ها در سراسر دنیا چیزی حدود ۱۴ میلیون نفر است!!!
آنها ۲۰ جایزه در شیمی ، ۲۶ جایزه در اقتصاد ، ۱۳ جایزه در ادبیات، ۹ جایزه صلح، ۴۷ جایزه در فیزیک و ۵۳ جایزه دز پزشکی بدست آورده اند.
آمار را جدی بگیرید. با ریختن نفری یک سطل آب اسرائیل از بین نمی رود. همین.
در گذشته های دور پادشاهی بیگانه بر سرزمین مادری مسلط شد. او بد خواه و در عین حال زیرک بود و وزیری داشت از خودش بسی بد خواه تر و زیرک تر. به او امر کرد که راهی بیاب تا بر روح و جان این مردمان مسلط شوم بدون آنکه بفهمند و اعتراضی بکنند. وزیر تفکری کرد و طوماری بنبشت و به جارچیان داد تا در سراسر شهرها و دیهات ها بخوانند. قوانین جدید اعتقاد به دین قدیم و سواد آموزی را غیر قانونی اعلام کرد. و مالیاتها را به سه برابر افزایش داد. شب زفاف عروس از آن شاه بود و ارزش جان مردمان به اندازه چهارپایان کشور همسایه که موطن اصلی شاه بود اعلام شد. هر گونه اعتراض و مخالفت با این قوانین مجازات مرگ داشت و در نهایت طبق این قوانین گوزیدن و چسیدن هم ممنوع اعلام شد. پادشاه گفت: ای وزیر این همه فشار آنان را به شورش وا خواهد داشت و مگر قرار نبود انقلاب مخملی کنیم؟ وزیر گفت: نگران نباشید اعلیحضرت. به بند گوزیدن دقت نفرمودید. همان سوپاپ اطمینانیست که انرژی اعتراضشان را خالی کنند.
و چنین شد که وزیر گفت. مردم لب به اعتراض گشودند که این ظلمی آشکار است. این طبیعی است که پادشاه بخواهد مردم را به دین خودش در آورد و یا سواد خواندن آنان را بگیرد. همچنین افزایش مالیات همیشه مطلوب شاهان بوده و مالکیت در شب زفاف هم رسمی قدیمیست. و بی ارزش بودن جان ما در مقابل جان مردمان همسایه هم از وطن پرستی شاه است اما دیگر منع چسیدن و گوزیدن خیلی زور است. و تازه مگر پادشاه می تواند در تمام مستراح های این سرزمین نگهبان بگمارد. آنان که باسواد تر بودند داد سخن دادند که تازه جانم خالی نمودن باد روده برای سلامت مفید است و هیچ قبحی در آن نیست. و اینان متحجرانی بیش نیستند که سرشان را در تنبان خلایق فرو می کنند. با کلی کیف به خاطر این تفسیر علمی و کلمه متحجر سر تکان می دادند و خودشان را روشنفکر می نامیدند. وگفتند تازه مگر خود شاه نمی گوزد. جک های بسیاری ساختند در مورد شاه که از فرط نگوزیدن ترکیده, یا برای کنترل بر روده اش چوب پنبه به ماتحتش فرو کرده, یا مثل سگ بو کشان دماغش را به سوراخ کون مردم می چسباند واینها را برای هم اس ام اس کردند و کلی خندیدند.
نگهبانان حکومت در سراسر سرزمین پخش شدند تا اجرای قوانین را تضمین کنند. هر از چند گاهی بی خبر به مستراح ها یورش می بردند و افراد گوزو را دستگیر می کردند و به منکرات می بردند. اما مردم همچنان به چسیدن و گوزیدن در خفا ادامه می دادند و این صداهای بویناک روده شان را اعتراضی عظیم به حکومت می دانستند. مردم به صحراها می رفتند و می گوزیدند. در کوچه های شهر نگاهی به این ور و آنور می انداختند و پیفی می دادند. حتی مهمانی های زیر زمینی می گرفتند لوبیا می خوردند و گروپ گوز راه می نداختند. بعد از مدتی دیگر کسی آن ماجرای منع سواد و دین اجباری و کاپیتولاسیون و عروس دزدی و مالیات را به خاطر نیاورد و همگان سعی کردند از این آخرین حق بدیهی خوشان دفاع کنند.
و در همین احوال پادشاه و وزیرش در قصر قهقهه سر می دادند که چه زیرکانه مردمان را در بخارات اسیدی خودشان غرق کرده و همگان را گوزو کرده اند.