ایرانیان در مرداد ماه امسال ۵ میلیارد تومان ساعت سوئیسی خریدند. این رقم تقریبا معادل خرید مردم کشورهای کانادا، هلند و بلژیک بوده. رقم خرید ایرانیان نسبت به دو سال گذشته ۳۵۰ درصد رشد داشته که بالاترین میزان رشد در بین تمامی کشورها بوده.این آمار رسمی اتحادیه ساعت سازان سوئیسی از صادرات اونهاست . با توجه به اینکه واردکنندگان ما معمولا به اسم دیگری به جز ایران تجارت می کنند، آمار واقعی قطعا بالاتر این حرفهاست.
در خیابونهای تهران ماشینهای مدل بالا زیاد می بینید. اما واقعا مردم ایران چه قدر پول برای ماشین خارجی خرج می کنند؟ آمار رسمی می گه در پنج ماه اول امسال ارزش ماشینهای وارداتی ۵۲۸ میلیون دلار بوده. یادتون نره که تقریبا به اندازه ارزش ماشین عوارض تعلق می گیره. پس یعنی مردم ایران ۵۲۸+ ۵۲۸ میلیون دلار یا یک تریلیون تومان در پنج ماه پول برای خودرو خارجی داده اند! یک تریلیون تومان! (بعد از میلیارد به فارسی می شه تریلیون!) می دونید قیمت یک مغازه شش متری در بازار طلافروشهای تهران چنده؟ به نوشته روزنامه دنیای اقتصاد:یک میلیارد و هشتصد میلیون تومان. می دونید اوباما برای اون تبلیغ معروف تلویزیونیش چه قدر خرج کرد؟۵ میلیون دلار. یعنی فقط دو تا از بازاریهای تهران می تونند با فروش مغازه های خودشون مثل اوباما ۳۰دقیقه تبلیغ در بهترین ساعت هر چهار تلویزیون معروف امریکا (NBC, CBS, Fox , Univision) پخش کنند! یا یک جور دیگه نگاه کنید: درآمد رافائل نادال بهترین بازیکن تنیس جهان در سال ۲۰۰۸ بعد از بازی در دهها تورنمنت بوده ۶.۵ میلیون دلار. یعنی بهترین بازیکن تنیس جهان اگر در تهران زندگی می کرد با کل درآمد امسالش نمی تونست مغازه ای بزرگتر از ۲۲ متر در بازار تهران بخره!
ثروت ایرانی پدیده ای جدید است و هنوز کمتر در موردش صحبت می شه. ثروت ایرانی خیلی چیزها را تغییر خواهد داد. در دولت. در بیرون دولت. در مردم. در روابطشون. ثروتمند ایرانی هم مثل همه ثروتمندان به سواچ و مرسدس و آرمانی و لویی ویتان و رولکس و ورساچی علاقمند است.
نکته پاياني اينکه به نظر می رسه ثروت ایرانی خیلی چیزها را تغییر بده. خودتون را برای این تغییرات آماده کنید!
مراجع مىفرمايند كراوات در اصل شعار مسيحيت است و مسلمان بايد از هر لباسى و هر چيزى كه زىّ كفار و باعث ترويج آن مىشود خوددارى نمايد.
آقای خامنه ای : به طور كلى پوشيدن كراوات و ديگر لباسهايى كه پوشش و لباس غيرمسلمانان محسوب مىشوند به طورى كه پوشيدن آنها منجر به ترويج فرهنگ منحط غربى شود جايز نيست, (و فرقي بين شب عروسي و غير آن نيست) الاستفتاءات مقام معظم رهبري چاپ وزيري ص ۵۰۳ س ۱۳۷۹
آقایان امام خمينى، مكارم و نورى: اگر باعث ترويج فرهنگ غرب شود، جايز نيست. آيت اللّه نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۴۶۹ و دفتر امام خمينى و آيت اللّه مكارم.
آقایان تبريزى، سيستانى و فاضل: براى مسلمان بهتر است، از لباسى كه باعث تشبه به غيرمسلمانان شود، اجتناب كند.آيت اللّه فاضل، جامع المسائل، ج ۱، ص۲۲۳۸؛ آيت اللّه تبريزى، استفتاءات، ص۲۲۲۵و ۲۲۲۸و ۲۲۲۹.
آقایان بهجت وصافى: بنابر احتياط، استفاده نكنند.آيت اللّه صافى، جامع الاحكام، ج۲، س۱۷۳۱ و دفتر آيت اللّه بهجت.
آقای وحيد: آنچه كه باعث تشبه به غير مسلمانان شود، جايز نيست.دفتر آيت اللّه وحيد.
آيه که درقران باصراحت دلالت برا ين مطلب نمايدوجود ندارد ولی آيات زيادي داريم که مسلمانان را ازپيروی کورکورانه ازفرهنگ بيگانه برحزرمي دارد.ازباب مثال درسوره زخرف آيه ۵۴ قوم فرعون را به همين دليل به شدت مزمت ميكند.
البته پنیر هم مکروه است.
جمهوری اسلامی از آغاز کوشیده است انقلاب ایران را براندازی نهاد سلطنت و نفی مطلق تاریخ پادشاهان گذشته بداند؛ اما یادکرد دوره پادشاهی صفوی به تازگی در گفتار سیاستمردان جمهوری اسلامی پررنگ شده است. یادآوری عهد صفوی موضوع تازه ای نیست و همواره در زبان روحانیان ، نماد اوج قدرت سیاسی روحانیت و بدل شدن تشیع به ایدئولوژی حکومت بوده است. کنگرهبزرگداشت شیخ بهایی که به تازگی در مشهد برگزار شد، عرصه ای آشکار برای ستایش پادشاهان صفوی و توجیه همکاری علما و فقها با آنان بود. در این کنگره، آقای هاشمی رفسنجانی، رییس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام سخنانی را در مدح دوران صفوی و مقام شیخ بهایی بیان کرد.
پیشتر نیز، وی در کنگرهبزرگداشت ملامحسن فیض کاشانی، از علمای عهد صفوی گفته بود:"در دوره صفوی بود که ایران سراسر هویتی شیعی پیدا کرد و در این دوره بود که با تکیه بر عمیقترین احساسات مردم، روحانیت با حکومت همراه شد." در همین سخنرانی وی تاکید کرد:"اگر روحانیت دچار انزوا شود، مشکلات واقعی در کشور ایجاد میشود و خود روحانیت هم نباید تسلیم انزوا شود."
همچنین آقای خامنهای، نیز در سخنرانی اخیر خود در دانشگاه علم و صنعت از ضرورت "شجاعت در برابر هیبت دشمن" سخن گفت و تصریح کرد:"آن روزی که شهر اصفهان در دوره شاه سلطان حسین مورد غارت قرار گرفت و مردم قتل عام شدند و حکومت باعظمت صفوی نابود شد، خیلی از افراد غیور بودند که حاضر بودند مبارزه و مقاومت کنند، اما شاه سلطان حسین ضعیف بود."
در جدل و جنجال جناحهای سیاسی، کسانی سخن وی را ناظر به محمد خاتمی یا عبدالله نوری دو فرد مطرح برای نامزدی ریاست جمهوری آینده ایران تعبیر کردند. به نوشته روزنامه کیهان، عبدالله نوری ظاهرا گفته است:"به نظر میرسد پادشاه وقت صفویه چاره را در آن دید که قدرت خود را فدای کشور نکند. او می دانست که سرنگون خواهد شد. پس از این رو بهتر دید که کنار برود و بدین ترتیب ایران و شهرها و میراث فرهنگی و تاریخی حفظ شود."
دوره پادشاهی صفوی برای روحانیان شیرین ترین خاطره تاریخی مینماید. این دوره، نخستین تجربه کامیاب دولت شیعی در ایران است. عهد صفوی همواره در زبان روحانیان حاکم، نماد اوج قدرت سیاسی روحانیت و بدل شدن تشیع به ایدئولوژی حکومت بوده است شاه اسماعیل، بنیادگذار سلسله صفوی، خود رهبر فرقهای صوفی بود و کوشید منش دینی خود را اساس سیاست قرار دهد. در ایرانی که اکثریت آن با اهل سنت بود، وی با جنگاوری و سلحشوری و به قهر و خشونت مذهب مردم عادی را از تسنن به تشیع تغییر داد و گفت:"اگر رعیت حرفی بگوید شمشیر میکشم و یک کس را زنده نمیگذارم."
پادشاهان صفوی از عالمان شیعی جبل عامل لبنان که رهبران اقلیت شیعه تحت امپراتوری عثمانی قلمداد میشدند، برای حضور در دربار پادشاهی دعوت کردند. این فقیهان نظام روحانیت تازهای را پی ریزی کردند و تحولی عمیق در فقه پدید آوردند و فقه شیعی را در خدمت اداره سیاسی کشور قرار دادند.
اما عهد صفوی تنها از آن رو که رويای گوارای قدرتی از دست رفته برای روحانیان را تداعی میکند، اهمیت ندارد. پس از آنکه در پی حمله اعراب، ایران زمین تجزیه شد و به حکومتهای محلی و قبیلهای سپرده شد، صفویان آرزوی احیای شوکت دیرین ایران زمین را در دل پرواندند و کوشیدند مرزهای ایران را تا جای ممکن گسترش دهند و حشمت ایران دوره ساسانیان را بازگردانند. در همین دوره، ایران به قدرت منطقهای عظیمی بدل شد که با جهان اسلام و امپراتوری عثمانی رقابت می کرد. پادشاهان صفوی با برگزیدن دیپلماسی ويژه ای تلاش میکردند به اروپاییان نزدیک شوند و در ائتلاف با دولتهای مسیحی توازن قدرت با امپراتوری عثمانی را در منطقه حفظ کنند.
شماری از تحلیلگران سیاسی بارها تاکید کرده اند که دست کم برخی از رهبران ایران در آرزوی پدید آوردن یک «امپراتوری» در منطقه خاورمیانه هستند، اما این بار احیای امپراتوری را نه در ائتلاف با دولتهای مسیحی که در چالش با این دولت ها ممکن میدانند.
هرچه خاطره عهد صفوی برای روحانیان حاکم شیرین است، یادآوری دوران مشروطیت کام آنان را تلخ میکند. روحانیان حاکم، دوران مشروطیت را آغاز شکل گیری نهادهای مدرن در ایران و کوتاه شدن دست آنان از نهادهای سیاسی و حقوقی و آموزشی میانگارند. بسیاری از سیاستمداران ایرانی به مناسبتهای مختلف، در باره "تکرار تجربه مشروطیت" هشدار داده اند و دانشگاهیان و روشنفکران را مسئول انزوای سیاسی نزدیک به سه ربع قرن خود میدانند. امام خمینی و دیگر رهبران روحانی، شخصیتهایی چون شیخ فضل الله نوری را که به دست مشروطه خواهان کشته شد، تقدیس کردهاند. هرچه خاطره عهد صفوی برای روحانیان حاکم شیرین است، یادآوری دوران مشروطیت کام آنان را تلخ میکند. روحانیان حاکم، دوران مشروطیت را آغاز شکل گیری نهادهای مدرن در ایران و کوتاه شدن دست آنان از نهادهای سیاسی و حقوقی و آموزشی میانگارند.
شیخ فضل الله نوری در تاریخ مشروطیت نماد جبهه اسلام خواهی در برابر تجددطلبی و دشمن آزادی و برابری شناخته میشود. در عوض، اندک روحانیانی که به مشروطهخواهان نزدیک بودند و از این جنبش حمایت میکردند، هیچ یک در گفتار رسمی جمهوری اسلامی جایگاهی بلند ندارند.
از سوی دیگر، امام خمینی روحانیانی را که با دربار پهلوی همکاری می کردند، "روحانی درباری" نام داد و آنها را فاسد و منحرف خواند؛ اما از روحانیانی که مانند محمد باقر مجلسی یا ملااحمد نراقی، مقامی منیع در دربار صفوی و قاجار داشتند، ستایشی احترامآمیز کرد. حتی روحانیانی که در دوره محمدرضاشاه پهلوی گرایشی انقلابی نداشتند یا مانند حسینعلی راشد در دانشگاه تدریس و در رادیو وعظ می کرددند، در جمهوری اسلامی مغضوب و مهجور ماندند.
ساختن روایتی رسمی از تاریخ، نیازی سیاسی است. حکومتهای غیردموکراتیک بیش از حکومتهای دیگر تاریخ سازی را ضروری میبینند. با ساختن روایتی رسمی از تاریخ، حکومت میکوشد خاطره جمعی را مصادره کند؛ زیرا جا انداختن مشروعیت سیاسی حکومت با این کار ممکن میشود. اگر همگان روایت حکومت از گذشته را بپذیرند، به واقع به معیارها، ارزش گذاریها و الگوپردازی های کنونی آن حکومت هم تن دادهاند. حکومت تنها دلمشغول اکنون و آینده نیست؛ بلکه سخت نگران پرداختن تصویری خاص از گذشته نیز هست و از طریق نظام آموزشی، رسانه و دیگر ابزارها روایت رسمی خود از تاریخ را شکل میدهد و بر خاطره جمعی تحمیل میکند.
اما تاریخسازی حکومت میتواند بازی خطرناکی باشد و حتی برای خود حکومتگران توهمبیافریند. بر خلاف عقیدهعمومی، تاریخ هرگز تکرار نمیشود و هر حادثه تنها یک بار در گذر تاریخ رخ میدهد. اگر در روایتی رسمی، حکومتی بکوشد دوره ای تاریخی را الگوی خود قرار دهد یا با استناد به موفقیت آن دورهتاریخی، راهِ برگزیده کنونی خود را موجه و مشروع بینگارد، دچار خطایی معرفت شناختی شده که ممکن است پیامدهای عملی سهمگینی داشته باشد. دوره صفوی یا مشروطیت، ورای نیک و بد آن، زمانی از دست رفته و سپری شده اند. منطق معادلات سیاسی کنونی با ارجاعهای تاریخی قابل توضیح نیست. حکومتهایی که به منطق زنده، جاری و متحول سیاسی هر روزه اعتنای بیشتری دارند، کمتر پروای تاریخ سازی، قهرمانپردازی و دستکاری حافظه جمعی میکنند.
چند سال پیش در شیراز سمیناری جهت معرفی جاذبه های توریستی ایران برگزار شد که در آن صاحبان آژانس های مسافرتی داخل کشور به همراه تعدادی از نمایندگان آزانس های مسافرتی خارجی حضور داشتند. رییس اداره ارشاد شیراز که از اصلاح طلبان بود تصمیم گرفت که از امام جمعه شیراز برای ایراد سخنرانی افتتاحیه دعوت کند و در پاسخ انتقاد برخی از آژانس داران که حضور امام جمعه را غیر ضروری می دانستند به طور خصوصی به آنها گفته بود که "می آوریمش تا یک جمله از لزوم پشتیبانی از صنعت توریسم صحبت کند و همان یک جمله را می گیریم و از آن بهره برداری می کنیم"
روز سمینارامام جمعه در پشت تریبون قرار گرفت و پس از خواندن مقادیری دعا و حدیث و آیات و روایات در حالی که مترجمان به طور همزمان ترجمه می کردند گفت: از آقایان برگزار کننده سمینار می خواهم که کاری کنند که پای توریست ها از این کشور بریده شود!!! چرا که اکثر اینها جُنُب هستند و مساجد را نجس می کنند! تا رییس سمینار بدود و به مترجمان بگوید که این جملات را برای خارجی ها ترجمه نکنند کار از کار گذشته بود. در زمان تنفس هم بسیاری از نمایندگان آژانس های خارجی به مسئولین برگزار کننده سمینار گفته بودند که شما اول تکلیفتان را با خودتان مشخص کنید و بعد سمینار جذب توریست بگذارید!
ما کی می خواهیم تکلیف خودمان را روشن کنیم؟