تبليغاتX
داده بان

جناب پرزیدنت محمود احمدی نژاد

بدینوسیله اینجانب تونی بلر فرزند ادوارد به شماره شناسنامه ۵۹۸ صادره از حومه لندن از شما و ملت ایران عذرخواهی نموده و آرزومندم که مشمول بخشش الهی قرارگیرم. محمود جان به خدا قسم از روزی که این ملوانهای احمق جاسوس به آبهای شما تجاوز کردند و شما اینقدر ناراحت شدید ، دیگر خواب راحت ندارم. البته به جان ملکه قسم ، فکرش را هم نمی کردم که شما ممکن است یک دفعه  این همه غیرتی شوید. راستش با مراجعه به سوابق همت و غیرتتان الان هم باورم نمی شود. آخر عزیز من شما سی سال است ریاست اپک را بهتان نمی دهند چیزی نمی گوئید. خسارت جنگتان را هم خوردند و رفتند ، چیزی نمی گوئید. حق و حقوق دریای خزر را هم که نمی توانید زنده کنید. از پس این شیخ های خلیج ( فارس) هم که بر نمی آئید. چینی ها مدام به هوای حمایت هسته ای ،  جنس بنجل بارتان می کنند ، چیزی نمی گوئید. شرکتهای نفتی هم که دولا پهنا با شما حساب می کنند ، چیزی نمی گوئید. اتباع شما را در سراسر دنیا راه نمی دهند اگر هم بدهند انگشت نگاری می شوند ، نمونه اش سفارت خودمان در تهران ، چیزی نمی گوئید . روسیه برای تکمیل این نیروگاه فکسنی بوشهر مرتب تیغتان می زند چیزی نمی گوئید. دانشگاه کلمبیا می روی کلی کلفت بارت می کنند ، می خندی و آنر ا عظمت ملت ایران نشان می دهی.

خلاصه محمودجان شما ایرانی ها کارهایی می کنید که ما انگلیسیها به انگلیسی بودنمان شک می کنیم! برادر من ، نوکری آمریکا و انگلیس چه دردی داشت که رفته اید نوکر چین و روسیه شده اید؟  قربان آن هاله ات بروم از وقتی رفتی توی کار هولوکاست  اینجا مرتب همه کانالهای تلویزون و روزنامه ها از هولوکاست صحبت می کنند . تمام مرغ و خروسهای انگلیس هم به هولوکاست ایمان آوردند. جان مادرت ول کن شاید تلویزیون یک کمی ما را نشان دهد.

محمود جان بدون تعارف می گویم ، از الگوی مدیریتت خیلی خوشم آمده . مخصوصا آنجائیکه خودت کاپشن می پوشی ولی به ملوانهای جاسوس ما کت و شلوار می دهی. با این کارت در ارتش ما همه داوطلب اسارت شده اند و ریزش نیروهای ما در عراق سرسام آور شده . حتی شنیده ام به نیروهای ما پیشنهاد وام ازدواج و مسکن مهر هم داده ای. فدایت  شوم این کارها درسته؟  این ایده سیب زمینی مال خودت بود؟ محشر بود ، قرار است در انتخابات بعدی ما هم یک چیزی مجانی بین مردم توزیع کنیم . چه پیشنهاد می کنی ؟ با این حال  اگر مانعی نداره گوردون (براون) را بفرستم تا راه حلهای مدیریت جهان و کنترل بحران اقتصادی را فشرده برایش تدریس کنی. تورم در انگلیس غوغا می کند ، شده  ۴% . چه کارش کنیم؟

از آنجائیکه اگر ملکه بفهمد من این نامه را برایت نوشته ام  ممکن است من را مثل رکسانا صابری به جرم جاسوسی دستگیرم کند ، من این نامه را می دهم به  سارکوزی که او بدهد به  پوتین و پوتین هم بدهد به چاوز. چاوز هم که می آید کلاس اصول مدیریت بدهد به شما. تو را به جان کردان قسمت می دهم که این نامه را منتشر نکنی ، حتی اگر اصلاح طلبان خائن هم پافشاری کردند این کار را نکن. دیگر عرضی نیست امیدوارم در انتخابات موفق باشی. از طرف من و شری  به منزل سلام برسان.

قربانت تونی

نوشته شده توسط DADEBAN در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 |

نوشته شده توسط DADEBAN در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 |

نوشته شده توسط DADEBAN در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 |

پال کلب نیکوف نویسنده کتاب معروف "آیت الله های میلیونر" است. (Paul Klebnikov)

او در کتاب تحقیقاتی خود می نویسد : بیش از ۹ درصد نفت دنیا و ۱۵ در صد گاز طبیعی جهان در ایران است. حجم سرمایه های منتقل شده از ایران به دبی و مناطق امن اقتصادی در حدود سه میلیارد دلار در سال است. او درکتاب خود به نامهای این افراد اشاره می کند و به شرح ثروت هر یک می پردازد.

پال کلب نیکوف در نهم جولای ۲۰۰۴در خارج دفتر روزنامه محل کارش در مسکو ترور و کشته شد.

نوشته شده توسط DADEBAN در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 |

 روز چهارشنبه  بیست و یکم آبان ماه ۱۳۸۲ تیم ملی فوتبال ایران در ورزشگاه آزادی میزبان تیم کره شمالی بود. این بازی در حالیکه  با برد تیم ایران در جریان بود با پرتاب یک نارنجک توسط تماشگری ناشناس نیمه تمام ماند. آذری، مدیر وقت مجموعه ورزشی آزادی آن  اتفاق را یك تجربه جدید ارزیابی کردو گفت محل اصابت مواد محترقه به زمین، ۳۰ متر با سكوها فاصله دارد که تاکنون پرتاب تا این مسافت و بداخل چمن بی سابقه بوده است  و چمن آسیب دیده برای تشخیص نوع مواد به آزمایشگاه ارسال شد. برخورد این مواد با زمین، گودال كوچكی ایجاد كرده كه تاكنون چنین چیزی مشاهده نشده است. ضمنا اعلام شد دوربین های مدار بسته که برای کنترل تماشگران رو به سکوها نصب شده بود چیزی راثبت نکردند. تیم کره شمالی بدلیل اینکه این ترقه در کنار سر یکی از بازیکنانش منفجر شده بود، حاضر به ادامه بازی نشد و بازی نیمه کاره ماند. البته نتیجه باز بعدا سه بر صفر به نفع ایران اعلام شد ولی ایران از داشتن تماشاگر در روز چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۸۲ در تهران ، در مقابل تیم قطر محروم شد. این رای را فدراسیون فوتبال ایران در سکوت کامل پذیرفت و بازی ایران و قطر در تاریخ مقرر بدون تماشاگر انجام شد. تماشاگر ناشناس هم هیچوقت پیدا نشد.

آن روز کسی نفهمید جریان ترقه برای چه بوده است. اما حقیقیت این بود که این جریان توسط سربازان گمنام امام زمان طراحی شده بود تا در روز بیست و نهم بهمن ۱۳۸۲ ورزشگاه آزادی خالی از تماشاگر باشد. چرا ؟ چون روز جمعه اول اسفند 1382 روز انتخابات مجلس هفتم بود و آنان نمی خواستند دو روز قبل از انتخابات چنین تجمع غیر قابل کنترلی در تهران انجام پذیرد.

اما حالا این را بشنوید. همین چند وقت پیش در پایان بازی ایران و عربستان باز هم پس از مدتها که در هیچ بازی داخلی وخارجی اثری از ترقه نبود ، ناگهان یک ترقه منفجر شد و ناظران بین المللی بازی آن را گزارش کردند. سربازان گمنام امام زمان به امید اینکه این بار هم ایران از تماشاگر در اولین بازی خانگی محروم شود باز هم دست به کار شده بودند. اما این دفعه  فیفا فقط ایران را دوازده هزار فرانک جریمه کرد و نقشه آنان شکست خورد!!!  حالا عزا گرفته اند  بازی ایران و امارات که روز چهارشنبه بیستم خرداد و دو روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری انجام می شود  را چگونه کنترل کنند؟! تماشگران که در بازی پرسپولیس و بنیادکار علیه سازمان تربیت بدنی شعار دادند، حتما در آن بازی هم دست به کار خواهند شد.

در زبان فارسی ضرب المثلی هست : همیشه خر خرما نمی ....!!!

نوشته شده توسط DADEBAN در یکشنبه دهم خرداد 1388 |

در انتخابات نهم ، خیلی ها برای اینکه آن رئیس جمهور نشود رفتند به این رای دادند. دلیلشان هم این بود که آن دزد است. امیدوارم در این چهار سال درس گرفته باشند که رئیس جمهور دزد از رئیس جمهور احمق خیلی بهتر است!

نوشته شده توسط DADEBAN در شنبه نهم خرداد 1388 |

با راهیابی چهار زن به مجلس كویت و اصرار دو تن از این نمایندگان به عدم پوشش اسلامی در پارلمان، جنگ سختی بین نمایندگان بی‌حجاب و نمایندگان محجبه و نمایندگان مرد صورت گرفته است.
«الوطن» چاپ كویت نوشت: درست است كه زنان جایگاه سیاسی دارند، اما به معنای زیرپاگذاشتن شریعت از سوی آنان نباید باشد؛ ما كشور اسلامی هستیم و پارلمان به عنوان نماینده مردم نباید اجازه دهد كه زنان بی‌حجاب در آن تردد كنند.
محمد هایف المطری، از نمایندگان مجلس كویت نیز گفت: نمایندگان مجلس باید در اعمال قوانین مدنی پیشتاز باشند و هیچ مصونیتی در قبال آن ندارند؛ بنابراین موضوع حجاب كه پذیرفته شده جامعه ماست، باید در مجلس رعایت شود و دلیلی ندارد عده‌ای به نام نماینده خود را مصون از قوانین مدنی بدانند.
«المطری» تهدید كرد: اگر نمایندگان زن همچنان بخواهند بی‌حجاب در مجلس تردد كنند، به همراه برخی نمایندگان مسلمان دیگر حضور در جلسات علنی را تحریم خواهیم كرد.
در انتخابات این دوره، خانم‌ها «اسیل العوضی»، «رولا دشتی»، «سلوا الجسار» و «معصومه المبارك» توانستند اعتماد رأی دهندگان را نسبت به خود جلب كنند و 4 كرسی پارلمان كشورشان را از آن خود كنند.
در حال حاضر معصومه المبارک که سابقه وزارت را هم در کارنامه خود دارد، به همراه سلوی الجسار گفته‌اند که با پوشش اسلامی در مجلس حاضر خواهند شد و العوضی به همراه دشتی بر این نکته اصرار دارند که بدون حجاب پای در مجلس نهند و این موضوع سبب شده که موضوع اول سیاست داخلی کویتی‌ها به این موضوع اختصاص داده شود.

کویت تا چندی پیش جنجال حق رای زنان و بعد از آن کاندیدا شدن زنان را داشت و اکنون حجاب نمایندگان زن!!! تا بعدا چه پیش آید.

نوشته شده توسط DADEBAN در سه شنبه پنجم خرداد 1388 |

مورخین و جهانگردان اروپایی كه در دوران صفویه از ایران دیدن كرده اند درباره چلوها، پلوها، ترشی ها و مرباها كه در ایران طبخ می گردیده است مطالب بسیار زیادی نوشته اند ولی هرگز راجع به چلوكباب حرفی به میان نیاورده اند. به احتمال زیاد بر اساس مطالبی كه توسط میرزا محمدرضا معتمدالكتاب نویسنده كتاب تاریخ قاجاربیان شده است. به دستور شخصی ناصرالدین شاه كه اصلیتی قفقازی داشته است و بر اساس نوع كبابی كه در آن منطقه طبخ می شده، كه توسط آشپزان ناصرالدین شاه بعد از مدتی تغییر شكل داده شده و به صورت امروزی در آمده است.
بر اساس داستانی كه توسط دوستعلی خان معیرالممالك از نوادگان ناصرالدین شاه نقل شده است، حكایت از آن دارد كه ناصرالرین شاه ۸۷ همسر داشته است كه ۴ نفر از آنها رسمی بوده اند و بقیه صیغه. هنگامیكه یك روز جمعه شاه قصد زیارت از حضرت عبدالعظیم در شهرری داشته است، پیشخدمت های او مجبور بودند روز پنجشنبه به آن منطقه بروند و در حدود۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ كباب را بر اساس دستور شاه برای خود او و ۱۰۰۰ همراه و خدمه و همسرانش آماده كنند و كبابها نیز همیشه همراه با سبزی خوردن و پیاز سرو می شده است.

در تاریخ راجع به چلوكباب و تاثیر آن در سیاست نیز مطالبی یافت می شود. در سال ۱۳۲۴ هنگامیكه قیمت قند وارداتی از روسیه بالا رفت و علت آن نیز جنگ بین روسیه و ژاپن بوده است علاءالدوله، هاشم قندی و اسماعیل خان را كه جزء تجار قند بودند، قند را به ایران وارد می كردند و قیمت قند را بالا برده بودند احضار كرد و مشغول مذاكره با آنها شد ولی بعد از یكی صحبت علاءالدوله كه مسئول وقت تهران بود دستور داد تا آنها را شلاق بزنند هنگامیكه می خواستند آنها را شلاق بزنند پسر هاشم قندی پیش علاءالدوله آمد و خواست تا او را به جای پدرش شلاق بزنند و علاءالدوله دستور داد تا او را ۵۰۰ ضربه شلاق بزنند. وقتیكه موقع نهار خوردن فرا رسید علاءالدوله بلافاصله دستور توقف شلاق زدن را داد و به سه متهم گفت هنگام شلاق زدن باید شلاق بخورید و هنگام نهار باید نهار بخورید و الان چون چلوكباب حاضر است پس باید چلوكباب بخوریم و بعد از غذا بقیه شلاقها را باید بخورید.
در دوره مشروطه نیز هنگامیكه یكی از مشروطه گرایان در تبریز مشغول سخنرانی بوده است یكی از افرادی كه چلوكبابی داشته است می پرسد مشروطه یعنی چه؟ سخنران می گوید مشروطه یعنی چلوكباب ارزان و سپس با دستش طول كباب را نشان می دهد و می گوید كبابی به این طول خواهد بود و سپس بازویش را نشان می دهد و قطر كباب هم به اندازه قطر بازوی من خواهد بود.
قدیمی ترین چلوكبابی كه در تهران تاسیس شده است در حدود ۱۲۰ سال پیش بوده است. در باب چلوکباب برگ گفته اند که این کباب اختراع سفارت انگلیس در ایران است. در زمان بست نشستن مشروطه خواهان در سفارت ، آشپزان سفارت گوشتهای استیکی را به سبخ کشیدند و با پلوی معروف سفارت به آزادیخواهان دادند!!! بعد از این جریان علاوه بر کباب کوبیده ، کباب برگ هم مشتری پیدا کرد.

اعتمادالسلطنه در نوشته هایش نقل می كند و می نویسد اولین چلوكبابی نامش نایب بوده است كه در بازار تهران قرار داشته است و شبیه رستورانهای اروپائیان غذا را بر روی میز سرو می كرده است. ولی اسناد دیگری نیز موجود می باشد كه اولین چلوكبابی در تبریز نزدیك مرز با قفقاز تاسیس شده بوده است. پیشخدمتهای رستوران نایب درآن زمان برنج ها را به صورت هرم در بشقابها قرار می دادند و همراه آن تكه كره ای نیز سرو می شده است. پیشخدمت ها یكی یكی برنجها را بر سر میزها می بردند و بلافاصله نفر بعدی كباب ها را با سیخ در بشقابها قرار می داده است. در آن زمان هر نفر می توانسته هر چند تا مایل بوده است كباب بخورد و مبلغی كه از مشتریان گرفته می شده است یكسان بوده است و فرقی بین كسی كه یك سیخ كباب خورده و چهار یا پنج سیخ نبوده است!
مالك یكی از معروفترین چلوكبابی های تهران كه نامش چلوكباب شمشیری بوده حاج حسن شمشیری نام دارد كه در قسمت شرقی سبزه میدان قرار داشت و در زمان رضاشاه تاسیس شده بود. بعدها این چلوكبابی به یك ساختمان ۴ طبقه منتقل شد كه طبقه اول آشپزخانه بود طبقه دوم مخصوص مغازه دارها و بازاریان و افراد مجرد و طبقه سوم و چهارم برای خانواده ها و مقامات درنظر گرفته شده بود.. هر طبقه با آئینه های زیادی تزئین شده بود و خود آقای شمشیری بر طبقات سوم و چهارم شخصا نظارت می كرد.
از ساعت ۱۱ صبح بوی كباب و برنج كه در چلوكباب شمشیری پخته می شد فضای آن اطراف را پر می كرد و رهگذران را برای خوردن چلوكباب را تحریك می كرد. چلوكبابی كه در شمشیری ارائه می شد شامل یك بشقاب برنج همراه با كره و دو عدد كباب بوده است.
آقای شمشیری از یاران وفادار و حامیان صنعت ملی شدن نفت توسط دكتر مصدق بوده است و در این زمینه نیز در سال ۱۳۳۰ با پرداخت مبلغ یك میلیون ریال (كه مبلغ زیادی در آن زمان بوده است) جهت خرید اوراق قرفه و حمایت از ملی شدن صنعت نفت اقدام می كند . بعد از كودتای ۲۸ مرداد و دستگیر شدن مصدق توسط زاهدی شمشیری نیز دستگیر می شود و به جزیره خارك تبعید می شود. هم زندانی او در خارك كه نامش كریم كشاورز می باشد در خاطرات شخصی اش نوشته است كه شمشیری متعهد شده بود كه بهترین كباب كوبیده و برگ را به هم سلولهایش بدهد كه متاسفانه این شانس را نداشت به این گقته اش جامه عمل بپوشاند. درباره چلوكباب شمشیری و كبابهایش توسط بسیاری از نویسندگان و داستان نویسان نوشته های زیادی به تحریر در آمده است و در این نوشته ها از چلوكباب شمشیری به عنوان یكی از قدیمی ترین و خوشمزه ترین كباب در ایران نام برده شده است.
اعتمادالسلطنه وزیر انتشارات ناصرالدین شاه و رئیس دفتر مترجم در آن زمان برای پرداخت بهترین چلوكباب كه توسط چلوكبابی نایب ارائه می شد بین ۳ تا ۵ ریال آن زمان پرداخت كرده است.
همچنین در سال ۱۲۹۵ عبداله بهرامی معاون اداره امنیه تهران (پلیس امروزی) بیشترین مبلغی كه برای هر وعده چلوكباب پرداخت می كرده است ۴ تا ۵ ریال بوده است. در سال ۱۳۲۰در  روزنامه اطلاعات برای یك پرس چلوكباب مبلغ ۵ ریال دریافت می شده است كه شامل كباب برگ بزرگ، كره ۳۳۰ گرم برنج پیاز و نان می بوده است. در همان زمان چلوكباب كوبیده مبلغ ۴ ریال قیمت داشته است.
در بین سالهای ۱۳۳۵-۱۳۳۰ یك كباب كوبیده ۵/۳ ریال در تهران قیمت داشته است ولی در شهرهای دیگر دو عدد كباب همراه با نان و كوجه فرنگی كباب شده كه شكل یك پرس كامل را دارد ۸ ریال قیمت داشته است. اگر لیموناد یا نوشابه نیز همراه غذا صرف می شده است بین ۲ تا ۴ ریال نیز پرداخت می شده است. بنابراین با پرداخت ۱۰ تا ۱۲ ریال كاملترین غذا را یك فرد می توانست بخورد.
در آن زمان بود كه از آب كباب برای خوشمزه كردن كبابها استفاده می شد و توسط چلوكبابی ها با بوی آب كباب كه بر روی زغال می ریختند مشتری های زیادی را گرسنه می كردند. در سال ۱۳۵۲ چلوكباب برگ همراه با كره و گوجه فرنگی كباب شده و پیاز و سماق مبلغ ۶۰ ریال بوده است و اغلب افرادی كه سركار بودند و منزل نمی توانستند بروند، چلوكباب می خوردند. دانشجویان كه درآمد بهتری داشتند معمولا جوجه كباب سفارش می دادند كه قیمت آن ۱۲۰ ریال بوده است.
در آن زمان در چلوكبابی ها یك كاسه خیلی بزرگ قرار داشت كه در آن دوغ درست می كردند و همراه با كباب به مشتری داده می شد. یكی از موضوعاتی كه مدتها در بین مردم رایج بوده است در مورد چلوكباب این بوده كه اگر پسری كه به سن بلوغ نرسیده بوی كباب به مشامش می رسید او باید بلافاصله چلوكباب می خورد در غیر این صورت قدرت مردانگی اش را از دست می داد!!!

بخاطر داشته باشید چلوكباب یک غذای ایرانی است که تمام مردم دنیا آن را دوست دارند و با لذت تمام می خورند. چلوکباب بخشی از فرهنگ ما است. کوبیده اضافه فراموش نشود. نوش جان.

نوشته شده توسط DADEBAN در دوشنبه چهارم خرداد 1388 |

هر از گاهی خبری در رسانه‌ها منتشر می‌شود كه پلیس به گروهی شیطان‌پرست حمله كرده یا اینكه جلسات مخفی آنها كشف شده است. مردمی كه این اخبار را می‌شنوند در اطراف‌شان به دنبال شیطان‌پرستان می‌گردند و پسران جوانی را می‌بینند كه زینت‌آلات عجیبی را به گردن و دست‌هایشان می‌آویزند، موهایشان را به شكلی متفاوت درمی‌آورند و لباس‌های سیاه‌رنگی با تصاویر ناشناخته‌ به تن می‌كنند. از آنها می‌ترسند و می‌گویند«پس اینها همان شیطان‌پرست‌ها هستند.»شیطان‌پرستی چیست؟ آیا در ایران شیطان‌پرست وجود دارد؟ و آیا شیطان‌پرستان خطرناك هستند؟
ریشه‌های شیطان‌پرستی به قرن‌های پیش بازمی‌گردد. در میان قبایل آفریقایی نشانه‌هایی از پرستش شیطان یافت شده است. در كاوش‌های بین‌النهرین بت‌هایی به دست آمده كه برای شیاطین ساخته شده‌اند. در شمال اروپا تا قبل از گسترش مسیحیت پرستش الهه تاریكی رواج داشت و به عنوان مثال در اسكاندیناوی مراسمی خاص برای «اودین» خدای مرگ برپا می‌شد. اساسا الهه‌های شیطان‌مانند، در اسطوره‌های اروپایی و همین‌طور در دیگر نقاط جهان شناخته شده‌اند. در اروپا پس از مسیحی‌شدن امپراتوری روم و راه یافتن مسیحیت به تمام نقاط اروپا، این آیین‌ها محو شد اما در قرن‌های بعد دستگاه كلیسا كاری كرد كه نام شیطان‌پرستی دوباره بر سر زبان‌ها افتاد
در قرون وسطی كلیسای كاتولیك كه خود را مالك دنیای معنوی می‌دانست دست به اعمال خشونت زد. عده زیادی به جرم كفر، جادو و یا ارتباط با شیطان شكنجه و سوزانده شدند. ثابت نشده است كه این افراد توانایی جادوگرانه یا شیطانی خاص داشته باشند ولی بسیاری از توصیفات اعمال شیطان‌پرستانه در اسناد دادگاه‌های كلیسا باقی مانده است. از قرون وسطی بود كه شیطان‌پرستی به عنوان آیینی كفرآمیز جدی گرفته شد و اصطلاحاتی چون جن‌گیری و فروختن روح به شیطان پدید آمد.
در دوران استعمار كاشفان اروپایی كه به سرزمین‌های شرق و غرب می‌رفتند از رسوم جادوگران قبایل وحشی سخن می‌گفتند. رقص بومیان آمریكا در دور آتش، صدای طبل‌ها در آفریقا و مجسمه‌هایی كه در معابد آسیایی دیده می‌شد برای اروپاییان مظهری از شیطان بود، بنابراین مبلغان مذهبی كلیسا كه همراه استعمارگران آمده بودند، به نابود كردن آنچه می‌توانستند پرداختند تا شیطان را از سرزمین‌های جدید بیرون كنند
با انقلاب صنعتی و رشد علمی، گرایش به خرافات كمتر شد. چراغ دانش قسمت‌های بیشتری از دنیا را روشن كرد و سهم عوامل ناشناخته و غیرطبیعی در زندگی روزمره را كاهش داد. برای سال‌های طولانی كه 2 جنگ جهانی نیز در آنها اتفاق افتاد، تفكرات ماده‌گرایانه و خصوصا اندیشه‌های ماركسیستی و بحث‌های حاشیه‌ای آنها موضوع اصلی ایدئولوژی‌های مختلف بود ولی در پایان قرن بیستم بزرگ‌ترین پایگاه سوسیالیسم در اتحاد جماهیر شوروی سقوط كرد و نزول اندیشه‌های ماركسیستی فضای خالی برای شیطان‌پرستی به وجود آورد تا رشد خود را آزمایش كند
شیطان‌پرستی در حقیقت جریانی ضدمذهبی است كه علیه نظم دینی شكل می‌گیرد. هویت این جریان به‌طور مشخص در مقابله با مسیحیت كلاسیك به وجود آمده است. در قرون وسطی براثر سختگیری مذهبی، كسانی به جای راه كلیسا، راه شیطان را در پیش گرفتند تا با این سلطه مقابله كنند. تعاریف و توصیفاتی كه در شیطان‌پرستی از شیطان می‌شود بیشتر از منابع مذهبی این دوران گرفته شده است. حتی تصاویری كه از شیطان كشیده می‌شود هم بیشتر انگاره‌هایی هستند كه قبلا در كتب مذهبی توصیف شده‌اند . اگر بخواهیم شیطان‌پرستی در دنیای مدرن را تعریف كنیم تقریبا همیشه به «آنتوان لاوی» می‌رسیم. آنتوان لاوی در سال ۱۹۳۰ در شیكاگو به دنیا آمد. شغل و تحصیلات مشخصی نداشت. مدتی در سیرك پیانو می‌نواخت و مدتی در اداره پلیس عكاس بود. شهرت او از زمانی آغاز شد كه كلیسای شیطان را در آوریل سال ۱۹۶۶ و در شهر سانفرانسیسكو بنیانگذاری كرد. او با تراشیدن سر و مدل خاص ریش، شكل ظاهری خود را شبیه به تصویری درآورد كه معمولا از شیطان كشیده می‌شود. به تقلید از كلیسا فرمان‌هایی را تعیین كرد، تشكیلاتی از كاهنان و مراسم مذهبی فراهم كرد و كتابی را به نام انجیل شیطان نوشت. كلیسای لاوی مورد استقبال برخی واقع شد. این فرقه به وجود خدا و شیطان اعتقاد ندارند. در نظر آنها پس از مرگ دنیایی نیست و دنیای اطراف هم سراسر با تباهی پر شده است.
پس انسان باید تنها به خود بیندیشد و مفهومی به نام پرستش وجود ندارد. لاوی كه از چشم هوادارانش متفكر، فیلسوف و هنرمند بود در ۱۹۷۹ بر اثر بیماری درگذشت. اكنون كلیسای او توسط فرزند و جانشین‌اش  اداره می‌شود. اگرچه در این كلیسا دائما از افكار شیطانی صحبت می‌شد و مراسم عجیب و خوفناكی برگزار می‌شد ولی شرارت با اعمال جنایتكارانه مشخصی از سوی اعضای آن گزارش نشده است. از كلیسای لاوی گروهی منشعب شدند كه به سرپرستی «مایكل آكینو»، معبد«ست» را بنیانگذاری كردند.
تفاوت آنها با لاوی این بود كه این گروه وجود شیطان را به عنوان مظهر تاریكی باور داشته و او را می‌پرستیدند. آنها شیطان را تنها قدرت برتر جهان به شمار می‌آوردند. به تدریج گروه‌های دیگری نیز به طور جداگانه یا در ارتباط با این مراكز اندیشه‌های شیطان‌پرستان را دنبال كردند. اگرچه منابع مكتوب زیادی در كلیسای شیطان و معبد «ست» نوشته و نگهداری شده است ولی تا به حال شیطان‌پرستی به عنوان یك مكتب فكری مورد توجه اندیشمندان جهان قرار نگرفته است و نوشته‌ها، قوانین و كتاب‌های آنها بیشتر مجموعه‌ای آشفته و بی‌معنا تصور می‌شود كه از سر دلزدگی و انزوا پدید آمده باشد؛ اگرچه وردها، تصاویر و مراسم نمادین برای نوجوانان بسیار مرموز و جذاب جلوه می‌كند.
گرایش‌های شیطان‌پرستی در تاریخ ایران هم دیده شده ولی مدارك معتبری در این مورد به‌دست نیامده است. تنها اشاراتی وجود دارد كه برخی افراد نشانه‌هایی از شیطان‌پرستی را بروز داده‌اند. مثلاً شایعاتی در مورد كلمات رمزگونه‌ای وجود دارد كه در برخی اشعار دیده می‌شود. نظیر «ملك‌ طاووس» كه در فرقه یزیدیه نام شیطان است و مشهورترین فرد در این میان «سرمد كاشانی» است. او كه در دوران صفویه زندگی می‌كرد چندین‌بار از فرقه‌ای به فرقه دیگر، تغییر عقیده داد و حتی مدتی را به شاگردی ملاصدرا گذراند. وی از ایران به هندوستان رفت و از آنجا كه شاعر بود مدتی در دربار پادشاهی محلی به سر برد ولی  چون رفتار غیرمعمولی نشان می‌داد، مانند اینكه هیچ لباسی به تن نمی‌كرد و همینطور اشعار و گفته‌هایش باعث شك‌وتردید پیشوایان مذهبی شد شاه دستور داد تا او را گردن بزنند.
شهریور سال پیش بود كه سردار حسین ذوالفقاری، جانشین وقت فرمانده نیروی انتظامی اعلام كرد كه 50فرقه شیطان‌پرستی در كشور وجود دارد و نزدیك به  ۲۰۰كتاب در این زمینه در ایران چاپ شده است. 4 ماه بعد در رسانه‌ها اعلام شد كه  ۱۷ فروشگاه نشانه‌ها و تزئینات شیطان‌پرستی تعطیل شده‌اند. پیش از اینها هم مراسمی در یكی از باغ‌های شهر كرج برگزار شده بود كه گفته می‌شد گروه‌های شیطان‌پرست آن را ترتیب داده‌اند.
در این‌سال‌ها كتابچه‌ها و بروشورهای بسیاری به‌منظور آگاه‌سازی خانواده‌ها به‌چاپ رسیده است و اگر چه این فعالیت‌ها زمینه آشنایی جامعه با چنین جریانی را پدید آورد اما در بسیاری موارد اطلاعات غیردقیق آنها باعث ایجاد هراسی شد كه در نتیجه‌آن برخی از موسیقی‌ها، نقاشی‌های دیواری و گردن‌آویزها هم در زمره نشانه‌های شیطان تصور می‌شود. درست مانند بسیاری از دیگر تقلیدهای فرهنگی، این جریان نیز نمونه‌ای سطحی و كمرنگ از نسخه غربی است.
توصیه‌ای كه شیطان‌پرستان به اطرافیانشان می‌كنند شنیدن آهنگ‌های تند همراه با خشونت است كه وحشت و نفرت را با خود دارد. آنها موظفند همیشه خشم و نفرت خود را نسبت به مقدسات اعلام كنند. آنها خود را بی‌خانمانی بیابان‌گرد می‌پندارند كه از عشق و محبت متنفرند. در اصل آنها به جنگ با واقعیت خود پرداخته و به خیال خود به‌دنبال حقیقت گمشده و حقیقت واقعی هستند. شیطان‌پرستان می‌خواهند كمبود و نیاز خود را با خشونت زیاد رفع كنند. اهانت به ادیان به‌عنوان آزادی بیان در تصنیف‌های خوانندگانشان ترویج و تبلیغ می‌شود. این ادعا كه شیطان پرستی به‌طور صرف یك دین و فلسفه است، در كنار معنای ضد‌آن تعریف می‌شود كه چه چیزی به‌عنوان ریاكاری، حماقت و خطاهای مسیر اصلی فلسفه‌ها و ادیان ضعیف عمل می‌كند. همچنین این مباحث از ادراك معنی و طبیعت شیطان یا عبادت او از ادبیاتی كه معمولاً ضد‌شیطان است شكل گرفته است.
حال گفته می‌شود با توجه به اینكه شیطان به‌عنوان موجودی شناخته می‌شود كه با خداوند مخالفت می‌كند، درصورت قبول كردن او به‌عنوان راهنما، باید با خودش نیز مخالفت كرد. (تناقض) شیطان پرستی یك سراب فلسفی و علم بیان سنگین است. شیطان‌پرستی یك طلسم كم ژرفای عقلانی از خدای ساخته شده توسط بشر است.
 یكی از نقدهای كاربردی‌تر شیطان پرستی این است كه ضمن اینكه شیطان پرستی معمولاً خود را به‌عنوان راه نجاتی برای توده‌های تسلیم شده مردم در مقابل دین‌های اصلی معرفی می‌كند، بر شایستگی‌های آنها در بی‌نیازی از دیگران و انزوا گرایی تاكید می‌كند و انزوا گرایی می‌تواند به سوءاستفاده‌های مختلفی ناشی شود كه معمولاً نیز چنین است. چرا كه طبیعت انزواگرایانه شیطان معمولاً در بازخورد جوامع ناكار آمد است و برای جبران این خلاء از قوانین ادیان سنتی استفاده كرده است.

نوشته شده توسط DADEBAN در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 |

عمربن عبدالعزيز از خلفاي اموی است كه به فضيلت و بشر دوستي شهرت داشت  ، روزي  از عربی شامی پر سيد: كارگزاران من در ديار شما رفتارشان چگونه است؟
مرد شامی پاسخ داد: چون آب در سرچشمه صاف و زلال باشد در نهر‌ها و جويبارها هم زلال خواهد بود. هميشه آب از سرچشمه گل‌آلود است. خليفه از اين پاسخ درسی آموزنده گرفت.

نوشته شده توسط DADEBAN در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 |

مردم عزيز، قهرمان و دوست داشتنی ايران سربلند و هميشه جاويد. اين روزها پس از بازي شرافتمندانه ای كه تيم سايپا با جوانان برومند و شايسته اش برابر رقيب خود انجام داد و به اذعان همه؛ تيم سايپا صرفا به ارائه يك بازي با برنامه، كاملا جوانمردانه و پاك پرداخت؛ اما متاسفانه هم به هنگام مسابقه و هم طی روزهای اخير مورد هجوم ناجوانمردانه ترين الفاظ در ميدان مسابقه و بيرون از آنكه تنها از شعبان بي‌مخ‌ها و نوچه هايشان بر می‌آيد؛ پرداختند و درصدد آن هستند كه ضعف‌هاي فني خود را به اين و آن نسبت بدهند و هر آنچه كه خود و نوچه هايشان لايق آن هستند با سياه نمايی هر چه تمام‌تر به اين و آن نسبت داده، تا شايد بتوانند ضعف های فنی خود را به نوعی از چشم اين و آن پنهان و لاپوشانی كنند
لذا به همين منظور به اين آقايان كوتوله و عوام فريب (كل يوم) كه حتي فاقد مدرك تحصيلی براي گروهبان قندلی شدن هستند اما لقب ژنرال را يدك می‌كشند مي‌گويم كه از گل دقيقه ۹۰سايپا و پيامي كه آن گل به پهنای ايران عزيز اسلامی داشته؛ پند گرفته و هر چه سريعتر دست از نوچه بازی و نوچه پروری برداشته از كارهای ناثواب و عوام فريبی دست بردارند
بديهی است هيچ دستی برتر و بالاتر از دست خداوند عزوجل نيست و اوست كه اگر بخواهد كسی را خوار نمايد، خوار و اگر كسی را عزيز بداند عزيز خواهد كرد. اين مطلب شامل حال گنده باقالی‌هايی كه به عنوان نوچه در كنار اين آدم كوتوله هستند نيز می‌شود

نوشته شده توسط DADEBAN در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 |

چهل ، پنجاه سال پیش در مدارس ایران کلاسهای فوق برنامه ای بود که در آنها دانش آموزان  تئاتر ، سرود  ، آئین نگارش ، خطاطی ، موسیقی، روزنامه دیواری و فن بیان کار می کردند ولی ار آنجائیکه اینجا ایران است هیچکدام از اینها به طور اصولی انجام نمی گرفت . اصلا به این میزان مربی وجود نداشت که کار اصولی صورت بگیرد. نتیجه این شد که همه دانش آموزان آن دوره بازیگر و خطاط وسخنران و موسیقدان و ... شدند. تقریبا تمام آدمهای آن دوره ادعای بازیگری تئاتر دارند بدون اینکه بدانند تئاتر چیست!!! در ورزش هم ، همین داستان بود یعنی آن وقتها ورزش آموزشگاهها برو بیایی داشت و خلاصه تقریبا همه در دوران تحصیلات متوسطه عضو یک تیمی بودند و با شورت ورزشی عکس داشتند !!! علاوه  بر اینها بچه درسخوانها که دنبال فوق برنامه و ورزش نبودند هم برای خودشان مسابقات علمی داشتند و در طول تحصیل عناوین و دیپلم قاب کرده و تقدیر نامه جمع می کردند!!!  خلاصه کلی آدم پرمدعا راهی جامعه کار می شد. بگذریم.

بعدا این روند در سازمان پیشاهنگی هم ادامه یافت و همه پیش آهنگها یک مدال از رسته های مختلف داشتند و پز آن را می دادند اما همه کچلهایی بودند که اسمشان را گذاشته بودند ذلفعلی!!!  این روند هندوانه چپانی بعد از انقلاب هم ادامه داشت  و با پیشرفت روزگار مسایل جدید به آن اضافه شد. یکی از موارد جالب تحقیق و پژوهش است که از دوره دبستان به افتخارات دانش آموزان اضافه شده است. بدین معنی که یک فعالیت  کپی برداری  تحت عنوان تحقیق به بچه ها تکلیف می شود. بچه ها هم با رونویسی از روزنامه ها یا کمک والدین چیزی را سرهم می کنند و به عنوان پژوهشگر و محقق مفتخر می شوند. در دروره راهنمایی و دبیرستان داستان به کپی از اینترنت  می کشد و خلاصه همه محقق درجه یک می شوند. این نسل پایش که به دانشگاه می رسد پایان نامه کپی می کند وککش هم نمی گزد البته کسی هم نیست کنترل کند . مقاله از جورنال و مجلات خارجی کپی می کند و جای تکلیف درسی قالب می کند ، حتی کار به جایی رسیده متن سخنرانی دیگران را درسمینار دیگری ارایه می کند!!!

القصه حالا چرا من اینها را می نویسم. چندی قبل رزومه کاری چند نفری از هموطنان برای استخدام  به من داده شد تا آن را بررسی کنم ، با کنترل  دقیق این رزومه ها متوجه شدم 90 درصد موارد درج شده  غیر واقعی و خالی بندی است و همه  ادعاهای از سر توهم می باشد. این ادعاها برای مدیریت غیر ایرانی  که اصلش بر راستگویی افراد است قابل درک نبود و از نظر آنان امکان نداشت بک نفر در تمام این حوزه ها تخصص و تبحر داشته باشد بنابراین  مسئولیت کنترل را به یک ایرانی داده بودند تا قضیه را روشن کند.

شما فکر می کنید من چگونه می توانم داستان فوق را برای آنان شرح دهم؟

نوشته شده توسط DADEBAN در شنبه پانزدهم فروردین 1388 |

قائم مقام وزیر علوم،تحقیقات و فناوری دکتر محمد حسینی درباره تغییرات احتمالی در دوره های کارشناسی ارشد گفت: امسال قرار است برخی دانشگاه ها، شیوه جدیدی را بیازمایند که در آن «آموزش» محور قرار می گیرد. بر این اساس دیگر پایان نامه خود به خود از گردونه کار خارج می شود، چرا که این امر وقت بسیاری از دانشجو را می گیرد و «استاد راهنما» هم به واسطه این که درگیر پایان نامه است، نمی تواند به سایر امور رسیدگی کند

حسینی افزود: با توجه به اینکه ۸۸، سال اصلاح الگوی مصرف نام گرفته است ما هم سعی داریم دوره کارشناسی ارشد را سریع تر و کوتاهتر برگزار نماییم

البته برای رعایت بهتر الگوی مصرف و کاهش شدیدتر دوره تحصیل بهتر است همگی در دانشگاه آکسفورد تحصیل کنیم.

نوشته شده توسط DADEBAN در دوشنبه دهم فروردین 1388 |

هارپ چیست؟
هارپ یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقیق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere)  و مطالعات معادن زیر زمینی (با استفاده از امواج رادیویی
ELF/ULF/VLF) تاسیس شده است ولی در واقع "پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن"  بمنظور  کامل کردن یک سلاح جدید می باشد.
آیونوسفیر چیست و کجاست؟

 لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر (Atmosphere) قرار دارد. این لایه تشعشات خطرناک ماورای بنفش و اکس ری خورشید را جذب کرده و مانند سقفی از ورود آنها به زمین جلوگیری می نماید تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دلیل محیط الکتریکی موجود در آیونوسفیر از این لایه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دلیلی دچار اختلال شود تاثیرات بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زیستن را مختل می کند.

 

آیونوسفیر چه ربطی به هارپ دارد؟
سیستم هارپ طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثیر مستقیم داشته باشد. از نمونه های این تاثیرات قرمز و گداخته شدن و یا ذره بینی نمودن لایه را میتوان نام برد. این سیستم در حال حاضر از یک مجموعه آنتن های مخصوص شامل ١٨٠ برج آنتن آلومنیومی به ارتفاع ٥٠/٢٣متر تشکیل و برروی زمینی وسیعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گردیده است. آنتن های هارپ با پرتاب رادیو فرکانس های بالا به آیونوسفیر می توانند ناحیه وسیعی از آیونوسفیر را گرم کرده و در نتیجه این ناحیه به تپش افتاده و در اثر آن امواج پایین و فوق پایین 
ELF/ULF/VLF تولید و به زمین فرستاده شوند. لازم به توضیح است که از میان تاسیسات مشابه آن در دنیا، هارپ تنها سیستمی است که عملا قادر است جهت و زاویه پرتوها را کاملا در کنترل داشته باشد و هر ناحیه از آیونوسفیر را که بخواهند هدف گیری کنند.

آنتن های هارپ در آلاسکا
اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آیونوسفیر و بازگشت به زمین قادر اند نه تنها به عمق دریا بروند بلکه فراتر رفته و به اعماق زمین نیز وارد میشوند و عملکرد آن بمانند "رادیو ترموگرافی"  است که امروزه ژئولژیست ها برای  اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند.  وقتی یک موج پایین "رادیو ترموگرافی" به داخل زمین فرستاده میشود به لایه های مختلف برخورد کرده و آن لایه ها را به لرزه در می آورد و از لرزش صدایی با فرکانسی مخصوص تولید و به سطح زمین باز میگردد و ژئولژیست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زیرزمین را شناسایی کنند.
با این تفاوت که رادیو ترموگرافی سیستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لایه های زیر زمینی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سیستم فوق العاده پیشرفته تری است که همان لایه های زمین را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد)  تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر میشود, تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟

از نمودار فوق متوجه می شوید که آیونوسفیر گداخته شده (به رنگ قرمز دیده می شود) و سپس مثل یک قلب شروع به تپش میکند و از این تپش ها، فرکانس های فوق پایین تولید شده که پس از اصابت به زمین به داخل آن نفوذ مینماید و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از این فرکانس فوق پایین و نیرومند، زمین زلزله و خرابی تولید میگردد !!!

خوب حالا که چی؟
با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ با ویژگی معادن یابی برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و یک ترموگراف برای این کار کافیست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفیر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را میتوان برای هارپ به شمار آورد.
ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آیونوسفیر، پس از ورود به عمق دریا میتوانند صدمات جانی برای موجودات دریایی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.

  برخی از کاربرد های هارپ

 ١-  ایجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا ٢٠ هرتس به توسط  آیونوسفیر، که با برخورد امواج هارپ تولید شده و سپس به زمین فرستاده می شود و تا اعماق ٣٥ کیلومتری زمین نفوذ نماید که پس از برخورد  به لایه های مختلف زیر زمینی تولید صدا نموده و در پی آن ایجاد زلزله می نماید.
٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چین در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست !!!

 ٢- با قابلیت تکنولوژی "ترموگرافی" می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.
٣- ایجاد سونامی، خشکسالی، آتشفشان، سیل ها، طوفان هایی نظیر طوفان کاترینا در نیواورلئان  طوفان گانو عمان.

٤- انتقال نیروی برق از محل تاسیسات هارپ به نقطه ی دیگر از زمین و همچنین انتقال  برق از زمین به ماهواره ها.
٥- ایجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ایجاد غش و تولید  وهم در مغز انسانها.
٦- ایجاد اختلال در جریان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپیوتر هواپیماهای مسافربری، جت های جنگنده، کشتی ها، زیر دریایی ها و غیره.
٧- ایجاد انفجار های عظیم زیرزمینی با قدرت بمب های اتمی و بدون تولید اشعه های رادیو اکتیو
٨- اختلال در عملکرد طبیعی آیونوسفیر که چرخش زمین را در کنترل دارد. احتمال بسیار میرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثیراتی در حرکت چرخشی زمین ایجاد گردد، بدین صورت که یا چرخش را سرعت بخشیده و یا کند نماید.
٩- ایجاد دیوارهای رادیویی ضد هواپیما و ضد موشک.

می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با این تکنولوژی جدید کاملا متروکه به شمار میایند به گونه ای که "هارپ" میتواند با یک عملکرد کلیه کامپیوتر های یک هواپیما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد. با دقت متوجه میشوید هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهدید و یا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در این صورت برای جلوگیری از مزاحمت احتمالی کشور همسایه برای آنها زمین لرزه آورده و با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های خود را اجرا کنند.


ایجاد زلزله توسط هارپ

در ابتدا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات را از وب سایت پژوهشگاه زلزله شناسی ایران  به دست آمده . این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای 3 ریشتر تهیه گردیده است.
نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالیست که از آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.
همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا بوده. محاسبات اینگونه نشان میدهد که:

٧/٢٠٨  میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

   ٤/٦٣٩  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخیر برابر با :   ٤/٢٠٦ درصد

برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیزترین کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات را از وب سایت جی ان اس - نیوزیلند به دست آمده.

٣/١٥٥٩٣  میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

  ٢/١٥٢٠٦  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

کاهش در دهه اخیر برابر با :  ٤٦/٢ درصد

 اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زیر از از وب سایت مرکز اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا به دست آمده است.

٩/٤٧٧٣ میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧
٤/١٨٦٥٨ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧
افزایش در دهه اخیر برابر با : ٨/٢٩٠

چرا درصد زلزله ها در عمق ١٤ کیلومتر در ایران اینگونه بالا رفته اند؟
در حین جستجوها به یک عدد ویژه ای برخورد کردم که به نظرم  غیر واقعی رسید. سئوالی برایم پیش آمد که چگونه اغلب زمین لرزه ها در چند سال اخیر در ایران در عمق ١٤ کیلومتر اتفاق افتاده اند؟ و وقتی نگاهی به دهه قبل انداختم متوجه شدم که عملا درصد زمین لرزه ها در این عمق یا صفر بودند و یا حد اکثر تا دو درصد.

 شاهد اول ، دو هفتخ زلزله در بندر لنگه
من ساکن بندرلنگه هستم، شهری کوچک در کنار خلیج فارس.  دو هفته قبل زلزله زیاد میومد که کمتر از 3 ریشتر بود. این زلزله ها تا دو هفته ادامه داشتند. در موقع زلزله بعضی از قسمتهای دریا برای چند لحظه قرمز میشد و در این دو هفته ماهی ها میمردند و بعضی ها هم سوخته بودند. بعد چند روز بوی بد (مثل بوی فاضلاب) از طرف دریا به سمت شهر اومد. در اخبار استان گفتند که این به خاطر جلبک های سمی در دریا است (که من در این ٢٧ سالی که در بندرلنگه بودم جلبک سمی نشنیده بودم). بعد از این اعلام کرد که ماهی های بعضی مناطق استان را کسی مصرف نکند.

شاهد دوم ،دلفین های خلیج فارس و دریای عمان
در سال ١٣٨٦ , ١٥٢ دلفین به طور غیر منتظره در دو نوبت به فاصله یک ماه مرده و به ساحل دریا کشیده شدند. دسته ی اول شامل ٧٩ دلفین و دسته دوم هم ٧٣ دلفین بود. دلیل های مختلفی برای مرگ این دلفین ها آورده شد ولی اگر از من می پرسید هیچ کدام قانع کننده نیستند. این دلفین ها کاملا مشخص است که سوخته اند! اینکه "خودکشی" کرده اند، یا اینکه به خاطر "فعالیت های صیادی" مرده اند جوابگوی سوختگی بدن های آنها را نمیدهد!
به گزارش خبرگزاری آفتاب "علت مرگ ٧٣ دلفین دیگر كه یك ماه پس از حادثه نخست رخ داد را نیز این كارشناسان بین‌المللی در گزارش خود،  عوامل طبیعی اعلام كرده‌اند كه در این گزارش هنوز عوامل طبیعی ناشناخته است و می‌تواند شوک یا استرس باشد كه در نتیجه آن یكی از دلفین‌ها به سمت ساحل آمده و مابقی نیز به دنبال آن آمده‌اند یا یكی از آن‌ها برای شكار ماهی به سمت ساحل آمده و بقیه نیز آمده‌اند و در ساحل كه شیب ملایمی دارد، گیر كرده‌اند." ٢/١٢/١٣٨٦
آیا پاسخ به سئوال مرگ دلفین ها در خیلج فارس "هارپ" نیست؟!
ین سوختگی نیست ؟؟؟؟؟؟


حرف آخر:

هارپ (HAARP) یک پروژه ایست که مسئولین اعلام کردند برای "بررسی و تحقیق" درباره لایه ی آیونوسفیر بر پا شده است. ولی در واقع این یک سلاح پیشرفته ی جنگی جدید است که کلیه ی اسلحه های صده ی قرن بیستم را فلج می کند.
هزینه های این پروژه مشترکا از طرف نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا است. لازم به یادآوریست که سیستم "هارپ" در کشورهای گرین لاند، نروژ، شوروی و همچنین در روی بعضی از ماهواره ها به جهت فلج کردن سیستم رادیویی هواپیماها و نهایتا سقوط آنها استفاده میگردد.
تصور نکنید که همه سیل ها، خشکسالی ها و زلزله ها طبیعی اند، خیر! اول گرم شدن "جو" را به دروغ به مردم میفروشند و در اذهان جاسازی میکنند و بعد همه بلاهای شبه طبیعی را بر سر مردم آورده و اگر کسی سئوال کرد که "این همه سوانح از کجاست؟" میگویند تقصیر از شما است که هوا را گرم می کنید!!! القصه گاهی به آسمان نگاه کن.



نوشته شده توسط DADEBAN در شنبه یکم فروردین 1388 |

اطلاعات ما نسبت به پدرانمان ۱۰۰ برابر شده است ولی شعورمان نصف شده است !!! امروز درک کردن مفاهیمی مثل سخاوت ، قناعت ، شجاعت ، شرافت ، مروت و ازهمه مهمتر عزت نفس برای ما بسیار سخت است. فهمیدنش که سخت است چه برسد به انجام دادنش!!!

دنیای سرمایه داری همین را می خواهد مصرف کنندگان بی شعور ، سلامت باشید.

نوشته شده توسط DADEBAN در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 |